{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بنشین تا نفسی هست نگاهت بکنم"

بنشین تا نفسی هست نگاهت بکنم"
نظری نیک به رخسارۀ ماهت بکنم

شرر افکنده به جانم رخ عاشق کش تو
چه کنم شرم ز چشمان سیاهت بکنم؟

لشگر فاتح گیسوی شرابی رنگت
همه بر صف شده تا ترک سپاهت بکنم

دل مجنون صفتم ناله کنان می گوید
که خودم را نکند غرق گناهت بکنم

ناز کن رقص کنان بوسه بزن بر دو لبم
تا پریشان نشوم ، شکوِه به شاهت بکنم !
دیدگاه ها (۲)

ﻣﻦ ﺁﺭﺍﻣﻢ ... ﻓﻘﻂ ﮐﻤﯽ ﺑﯽ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺍﻡ ...ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﻭﯼ ﺳﺮﻡ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﻣﯽ ...

وه! چه مضمون‌ها که با این چشم‌ها آورده‌ایشاه‌بیتی از غزل‌های...

می خواهم بخوابم و بعد، دنیا تمام شود!عاشقانه هایم را،قاب کرد...

. شاید امروز گلهایی رو که بهت میدمو پس بدی ولی یه روزی روی س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط