{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ارباب پری

ارباب پری
پارت11
شوگا: باشه بابا میرم
ویو ات:
وقتی شوگا رفت بیرون منم دنبالش رفتم که گفت:
شوگا: حالا من چیکار کنم دلم میخواد یکیو بکنم ولی ات نمیذاره
شوگا رفت به سمت اتاق یکی از خدمتکارا منم رفتم گوشیم رو برداشتم و تو اتاق خدمتکار قایم کردم که شوگا اومد که کفتم:
ات: خب دیگه کارتو فراموش نکنیا
خدمتکار: چشم خانم
شوگا: چه کاری
ات: گفتم که مزاحمم نشه
در ذهن ات:
اصلا به تو چه اخه ها اصلا گفتم وقتی رفتم از اتاق سوتین با شرت بپوش که ببینم که شوگا چیکار میکنه
شوگا: خب باشه من کار دارم دید میام باشه حالا برو و بخواب منم میرم
شوکا رفت بیرون و ات هم رفت اتاقش
ویو ات:
رفتم اتاقم و خوابیدم که خدمتکاری بیدارم کرد.(همه حرف خدمتکاربا گریه هست)
خدمتکار: خانم... خانم...
ات: چی شد شوگا چیکار کرد
خدمتکار: خانم... بیای... د خودـ.. تون ببی... نید
در ذهن ات:
میدونم چی شده ولی بلند شدم و رفتم اتاق و گوشیم رو برداشتم و نگاه کردم با چیزی که دیدم شوک...
بچه ها امروزا اصلا نمیدونم چیشده ولی حالم بد میشه و نمیتونم بنویسم🤢 این سه پارتم به زور نوشتم و دوپارت هم از ارزوی یک مافیا😜
شرط:
لایک10
دیدگاه ها (۳)

ارباب پریپارت10ن...: تو باید به حرفم گوش کنی ویو ات: داشتم ب...

ارباب پری پارت 9فردا صبح جشن بزرگ که نگرفتند امروز میگیرن: و...

ویو ات : اماده شدم بعد رفتم تو پارکینگ متور برداشتم و به سمت...

یک پارتی اسمات ( دوست ندارید نخونید ) ویو ات سلام من ات هستم...

هیونجین چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط