{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو ات :

ویو ات :

اماده شدم بعد رفتم تو پارکینگ متور برداشتم و به سمت خونه لنا حرکت کردم بعد از ۱۵ دقیقه رسیدم

لنا : سلامم وای نه با متور اومدی ات بخدا این دفعه سکته میکنم

ات : کمتر غر بزن قول میدم ارم برم

لنا : قول دادی

ات : باشههههه

لنا سوار شد ‌من هم ارم رفتم بعد از چند دقیقه رسیدیم پاساژ کل مغازه ها رو خالی کردیم اصلا حواسم به ساعت نبود وقتی نگاه کردم دیدم ساعت هشته

ات : لناااااااااا

لنا : مرزززز چته

ات : امشب مهونی داریم

لنا : خب خرر چرا ویسادی برو دیگه وگرنه مامانت جرت میده

ات : پس تو چی

لنا : بچه که نیستم خودم میرم

ات : مطمئنی

لنا : اره برووو

ات : باشه

ات ویو
سریع رفتم سمت موترم حرکت کردم سمت خونه
دیدگاه ها (۰)

داستان : ویو ات :تو خواب نازم بودم که باز این جیمین اب ریخت ...

ژانر:مثلث عشقی شخصیت ها : ات ، جونکوک ، تهیونگ ، شخصیت رفتار...

پارت ۱۶ 🔥

پسری که قلبم رو برد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط