شوگا:« من بهت حق میدم ازم بدت بیاد از من متنفر باشی ... ب
شوگا:« من بهت حق میدم ازم بدت بیاد از من متنفر باشی ... بهت حق میدم هر چی دلت میخواد الان بهم بگی ... میدونم بهت بد کردم ... اما منم آدمم و ممکنه اشتباه کنم ... میدونم باعث شدم خیلی زیاد اذیت بشی اما درد منم کمتر از تو نبوده ! من اشتباه کردم ... اشتباهی که دوست دوباره ب عقب برگردم و اون لحظه بمیرمو اون اشتباهو نکنم .... اما الان پی بردم ب کار بدم !!! ب نظرم میتونیم اون اشتباهو دوباره از نو بسازیم و تبدیلش کنیم ب ی کار درست !!!! میتونیم دوباره از نو شروع کنیم !!! آ.ت میشه دوباره برگردی پیشم ؟! مثل قبل دوباره موقع خواب خودتو بندازی بین دستام .. میشه هر شب با عطر تن تو دوباره بخوابم و با نوازش تو از خواب بیدار شم؟!!
«««تپش قلب و اشکام دست خودم نبود ... با حرفاش دلم ب درد اومد و دلم میخاست بربم بین دستاش ... اما سخت بود دوباره اعتماد کنم بهش...»»»
آ.ت:« شوگا من نمیتونم بهت اعتماد کنم! بهم حق بده !!برام خیلی سخته ...
شوگا:« آ.ت من چیزی برای از دست دادن ندارم !!! فقط و فقط تو رو میخام ... حتی شده کل زندگیم رو بدم ... فقطو فقط دلم میخاد دوباره مال. من بشی ...
«««مغزم مسمم بود برای گفتن «نه » و اعتماد نکردن دوباره! اما قلبم مثل همیشه رویاهای شیرین رو جلوی چشمام میوورد و این دفعه قلبم بود که پیروز شد .... دوباره به شاهزاده سوار بر اسب سفید گفت «بله» و دوباره شد سیندرلای این شاهزاده ....
دوباره قلبم خودشو داد دست اون پسر مو مشکی ...
«««با گفتن باشه و بعد دوستت دارم شوگا منو بغلش کرد و تلافی تمام این مدت رو در اورد و تا جایی که تونست منو بین دستتش فشار داد و منی که عاشق تر همیشه عطر تنش رو استشمام میکردم ...
شوگا:« آ.ت اینو بدون بیشتر از تمام کهکشانا و ستاره ها دوستت دارم ... و هیچ وقت قرار نیست چشمات خیس بشن تا موقعی که من زنده ام!!!
آ.ت:« منم دوستت دارم همونقدری که تو دوستم داری ....»»»
«««زندگیمون با ی بوسه طولانی دوباره شروع شد و تا آخر عمر شوگا با همون قولای شیرنش بهم ثابت کرد که هنوزم شاهزاده است ...
و بهم ثابت کرد هر انسانی لایق ی شانس دوباره است ...
زندگیمون شیرین شد ....
با ی سیلی تموم شد
با ی تیر امتحان شد
با یه بوسه دوباره شروع شد
#پایان....
«««تپش قلب و اشکام دست خودم نبود ... با حرفاش دلم ب درد اومد و دلم میخاست بربم بین دستاش ... اما سخت بود دوباره اعتماد کنم بهش...»»»
آ.ت:« شوگا من نمیتونم بهت اعتماد کنم! بهم حق بده !!برام خیلی سخته ...
شوگا:« آ.ت من چیزی برای از دست دادن ندارم !!! فقط و فقط تو رو میخام ... حتی شده کل زندگیم رو بدم ... فقطو فقط دلم میخاد دوباره مال. من بشی ...
«««مغزم مسمم بود برای گفتن «نه » و اعتماد نکردن دوباره! اما قلبم مثل همیشه رویاهای شیرین رو جلوی چشمام میوورد و این دفعه قلبم بود که پیروز شد .... دوباره به شاهزاده سوار بر اسب سفید گفت «بله» و دوباره شد سیندرلای این شاهزاده ....
دوباره قلبم خودشو داد دست اون پسر مو مشکی ...
«««با گفتن باشه و بعد دوستت دارم شوگا منو بغلش کرد و تلافی تمام این مدت رو در اورد و تا جایی که تونست منو بین دستتش فشار داد و منی که عاشق تر همیشه عطر تنش رو استشمام میکردم ...
شوگا:« آ.ت اینو بدون بیشتر از تمام کهکشانا و ستاره ها دوستت دارم ... و هیچ وقت قرار نیست چشمات خیس بشن تا موقعی که من زنده ام!!!
آ.ت:« منم دوستت دارم همونقدری که تو دوستم داری ....»»»
«««زندگیمون با ی بوسه طولانی دوباره شروع شد و تا آخر عمر شوگا با همون قولای شیرنش بهم ثابت کرد که هنوزم شاهزاده است ...
و بهم ثابت کرد هر انسانی لایق ی شانس دوباره است ...
زندگیمون شیرین شد ....
با ی سیلی تموم شد
با ی تیر امتحان شد
با یه بوسه دوباره شروع شد
#پایان....
- ۲.۹k
- ۲۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط