{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💔🖤از همون روز اول☹️🔱

💔🖤از همون روز اول☹️🔱
پارت ۱۴
بعد ۱۰مین رسیدیم‌خونه مهراب

جلو خونش یک دیویست شیش البالویی بود دقیقا مثل ماشین ارسلان

#مهدیس

ارسلان نشست تو ماشین من پیاده شدم رفتم بالا

مهدیس: سلام

مهراب: سلام خوبی ؟

مهدیس: هه خوبی؟
همین؟

مهراب: وایستا الان یک نفر میاد همچی روشن میشه

مهدیس: کی؟

مهراب: صبر داشته باش

#دیانا

رفتیم بالا

مهراب: به به رسیدن

مهدیس: مهراب دیانا اینجا چیکار میکنه؟؟؟

#ارسلان

طاقت نیاوردم منم رفتم تو

با دیدن چهره کسی ک جلوم بود قفل کردم

مهراب: این اینجا چیکار میکنهه؟

ارسلان: دقیقااا این سوال من باس از تو بپرسم داش من

مهدیس: ارسلان مهرابه دیگ
مهراب ، ارسلانه داداش من

مهراب : نگفته بودی داداش داری ؟

مهدیس: داداش واقعیم نیس ک دوستمه مثل داداشم

مهراب: اوکیه

مهدیس: خوب بگوشیم اقا مهراب احمدی
دیدگاه ها (۱۰)

سلام چطورین برو بچ:) 💙

پصت جدید

💔🖤از همون روز اول❤️🧡پارت ۱۳#مهرابزنگ زد ب دیاناج داددیانا: س...

خوب بریم‌پارت بزاریم❤

ویو آت :جونگ کوک آمد پشت در و بهم وسیله داد آمدم کارهام رو ک...

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ پارت ۵+ کوک میخوای بیای روی پام - نه ...

shede and shineپارت 3با صدای داد یه نفر بیدار شدم ......رفتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط