{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

♥♥♥

♥♥♥
♥♥♥


هر وقت قصد میکنم دیگر از تو ننویسم
باران میبارد ..
نغمهای زمزمه میشود
کسی از تو میپرسد
خاطرهای جان میگیرد !
و من در کشاکش این نبرد نابرابر
همیشه مغلوب میشوم
نبودنت درد میکند!
درست مثل روز اول ...
شایدم کمی بیشتر
دیدگاه ها (۴)

جوون.به ژستش

دیر آمدی ....تنم بدون روح نصیب دیگری شد ...حالا دیگر خیال زن...

گــــل هایش را حـــراج گـــذاشــت ...نخریدنـد! خــــودش را ب...

رفتم قبرستان و از اهلی انجا پرسیدم مدارک لازم برای مردن چیست...

اب گرم بدنم را نوازش می‌کرد ، دیگر جایی نمانده که او ندیده ب...

سلاممممم چطورین؟اینم خدمت شما [ازمایشگاه سرد]♧فصل اول♧پارت پ...

پارت ۷ راز ستارۀ درخشان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط