part
part:5
که یه دفعه شوگا دست لنا رو کشید.
+ترو خدا ولم کنن(بغض)
/هع دختره ی لوس واقعا ترسویی.
لنا با پاش محکم زد به اونجای شوگا.
/اخخخخخخ حروم..زا...دههه
لنا یه زبون بیرون آورد و رفت.
ویو نویسنده:
وقتی که همه ی اون کلاسای خسته کننده تموم شدن ته و کوک آماده شدن برای
آوردن لنا به خونه.
ویو تو ماشین کوک و ته:
ته:کوک میخوام یه چیزی بهت بگم.
کوک:بگو داداش راحت باش.
ته:تو مشکلی نداری این دختره قراره با هردومون ازدواج کنه؟
کوک:امم نمیدونم ولی وقتایی که تو پیشمی
میتونم تحملش
بکنم..
ته:اها اوکی
ویو لنا:
منتظر اون دوتا بودم ولی بایه حسی روی شونم گرخیدم...
بلههه اون کسی نبود جز شوگا.
/دوباره همو دیدیم کوچولو..
+ولم کن مرتیکه
شوگا لنا رو برد پشت مدرسه که یه جای متروکه بود.
/خب دوس داری با چه روشی بچه دار بشیم؟
+نه ترو خداااا ولم کننننننن(با گریه)
وقتی که شوگا نزدیک لنا شو یهو.....
ببخشید نبودم من سه هفته بود که گوشیم خراب شده بود...😭
امیدوارم خوشتون بیاد
چون نبودم شرطی هم نمیزارم ولی اگر بخونی و لایک نکنی حلالت نمیکنم...
شب بخیر🌷🍉🎀
که یه دفعه شوگا دست لنا رو کشید.
+ترو خدا ولم کنن(بغض)
/هع دختره ی لوس واقعا ترسویی.
لنا با پاش محکم زد به اونجای شوگا.
/اخخخخخخ حروم..زا...دههه
لنا یه زبون بیرون آورد و رفت.
ویو نویسنده:
وقتی که همه ی اون کلاسای خسته کننده تموم شدن ته و کوک آماده شدن برای
آوردن لنا به خونه.
ویو تو ماشین کوک و ته:
ته:کوک میخوام یه چیزی بهت بگم.
کوک:بگو داداش راحت باش.
ته:تو مشکلی نداری این دختره قراره با هردومون ازدواج کنه؟
کوک:امم نمیدونم ولی وقتایی که تو پیشمی
میتونم تحملش
بکنم..
ته:اها اوکی
ویو لنا:
منتظر اون دوتا بودم ولی بایه حسی روی شونم گرخیدم...
بلههه اون کسی نبود جز شوگا.
/دوباره همو دیدیم کوچولو..
+ولم کن مرتیکه
شوگا لنا رو برد پشت مدرسه که یه جای متروکه بود.
/خب دوس داری با چه روشی بچه دار بشیم؟
+نه ترو خداااا ولم کننننننن(با گریه)
وقتی که شوگا نزدیک لنا شو یهو.....
ببخشید نبودم من سه هفته بود که گوشیم خراب شده بود...😭
امیدوارم خوشتون بیاد
چون نبودم شرطی هم نمیزارم ولی اگر بخونی و لایک نکنی حلالت نمیکنم...
شب بخیر🌷🍉🎀
- ۵۱
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط