{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیای من

#مافیای من

part:۴

داشتم لباس میپوشیدم که یه دفعه یکی اومد تو‌.

"ویو تهیونگ"
میخواستم آماده بشم که این دختررو ببرم مدرسه که وقتی درو باز کردم با جیغ فرا بنفشی رو به رو شدم.
وقتی دقت کردم دیدم که دختره لخته و فقط یه شومیز پوشیده.

"ویو لنا"
وقتی تهیونگ اومد داخل اتاق جیغ فرا بنفشی کشیدم.
(علامت ها)
تهیونگ_
لنا+
کوک=
+برو بیرون به چی نگاه میکنی
_ اممم هیچی من هیچی ندیدم
_ زود آماده شو.

ویو داخل ماشین
اون دوتا نره قول جاونشسته بودن منم فرستادن عقب.( نره قول عمتههه)

ویو نویسنده:
داخل ماشین هیچ حرفی نبود وقتی که رسیدن لنا فقط پیاده شد و بدون هیچ حرفی رفت....
لنا یه دوست خیلییی صمیمی هم داشت به نام جئون لونا
وقتی که این دوتا هم دیگرو دیدن خیلییی خر زوق شدن.
+سلاممممم
÷سلامممم سیسیییی
+بیا بشینیم
÷باشه
+راستی لونا تو فامیلیت چیه؟
÷جئون، جئون لونا
+چییییی؟
÷چیشده‌؟
+برادرت میخواد ازدواج کنه؟
÷اره میدونم میخواد با تو ازدواج کنه...
ویو نویسنده..

استاد اومد توی کلاس و ۲ ساعت درس میداد.
زنگ تفریح خورد...
ویو لنا:

این پسره که تازه اومده خیلی رو مخههه
همش خودشو بهم می‌میچسبونه.
ای وای داره میاد سمتم.
اسمش فک کنم شوگاست.
ویو نویسنده:
شوگا نزدیک لنا شد و لنا رو به دیوار چسبوند.
فاصلشون یه نفس بود....
/ سلام خانم کوچولو.
+ت. تروخدا ولم کن.
/نترس کاریت ندارم.

لنا از زیر دست شوگا فرار کرد یک دفعه......

خب نمیزارم خیلی خمار بمونید😄

شرط
۱۰ تا لایک
کسایی که لایک میکنن کامنت بزارن

اگر خوندی و لایک نکردی حرامههه


امیدوارم خوشتون بیاد🎀🌷🍉
دیدگاه ها (۱)

اگر آرمی هستی فالو کننن

P²زمان همه چیز را تغییر می‌دهد داخل خونه(اتاق کوک)ویو ا/توقت...

عشق پنهان من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط