فیک عشق افسانه ای ما
فیک عشق افسانه ای ما
پارت سوم
____________________________
(بعد شام)
+مامان میشه من امشب خونه ی زن عمو اینا بمونم؟؟(نگاه کیوت)
م.ا:اوکی دخترم مراقب خودت باش
+باشه بایی
(مادر و پدر ا.ت و آبجیش رفتن خونه اما ا.ت موند)
+جونگکوک شی امشب اینجا میمونم
*اوکییی
(موقع خواب)
از زبان ا.ت
روی تخت اتاق مهمان دراز کشیده بودم جیمین همون پسره دوست جونگکوک اون هم تمشب خونه جونگکوک اینا مونده بود و اتاقش دقیقا کنار اتاق من بود، قیافش خیلی آشناس نمیدونم کی و کجا دیدمش
صدای در شنیدم، سری خودم زدم به خواب نمیدونستم کی بود
_خوابی؟
+(جوابی نداد)
_پس خوابی
جیمین اومد کنار ا.ت روی تخت دراز کشید و موهای ا.ت رو نوازش کرد
_دختر قیافت خیلی اشناس
+(جوابی نداد و تظاهر میکنه که خوابه)
جیمین گونه ا.ت بوسید و به هوای این که صبح زودتر از همه بیدار میشه و برمیگرده اتاقش کنار ا.ت خوابید
(صبح)
از زبان ا.ت
بیدار شدم دیدم دستی دور کمرم حلقه شده و صورت جیمین دیدم، و بدن نیمه برهنه اش رو که فقط یک شلوار پوشیده بود
+یعنی کجا دیدمش؟؟ توی کافه هم که دیدمش خیلی آشنا به نظر میرسید
_صبح بخیر دارلینگ
+دارلینگ؟؟
_اره
+پاشو برو اتاق خودت
+نمیدونم چرا دلم نمیخواست بره(توی ذهنش)
_نمیرم دارلینگ میخوام یکم دیگه اینجا بخوابم
+پس میگی یکم دیگه بخوابیم؟
_اوهوم
+اوکی
_بیا بغلم
+پرو نشو
_بیا دیگه
+چیشش باشه
(رفت بغلش)
جیمین با تمام وجود عطر موهای اون دختر رو بو کرد
_موهات بوی خوبی میدن
+ممنون
یهو یک جرقه داخل ذهن ا.ت زد
+وای نههه(توی ذهنش)
+جیمین درواقع همون....(توی ذهنش)
بلاخره بعد مدت ها پارتتت گذاشتمم
ببخشید میدونم نبودم، درگیر درسا اینا بودم
پارت خدمت شمااا
نظراتتونو بگید تو کامنتا ببینمم
پارت سوم
____________________________
(بعد شام)
+مامان میشه من امشب خونه ی زن عمو اینا بمونم؟؟(نگاه کیوت)
م.ا:اوکی دخترم مراقب خودت باش
+باشه بایی
(مادر و پدر ا.ت و آبجیش رفتن خونه اما ا.ت موند)
+جونگکوک شی امشب اینجا میمونم
*اوکییی
(موقع خواب)
از زبان ا.ت
روی تخت اتاق مهمان دراز کشیده بودم جیمین همون پسره دوست جونگکوک اون هم تمشب خونه جونگکوک اینا مونده بود و اتاقش دقیقا کنار اتاق من بود، قیافش خیلی آشناس نمیدونم کی و کجا دیدمش
صدای در شنیدم، سری خودم زدم به خواب نمیدونستم کی بود
_خوابی؟
+(جوابی نداد)
_پس خوابی
جیمین اومد کنار ا.ت روی تخت دراز کشید و موهای ا.ت رو نوازش کرد
_دختر قیافت خیلی اشناس
+(جوابی نداد و تظاهر میکنه که خوابه)
جیمین گونه ا.ت بوسید و به هوای این که صبح زودتر از همه بیدار میشه و برمیگرده اتاقش کنار ا.ت خوابید
(صبح)
از زبان ا.ت
بیدار شدم دیدم دستی دور کمرم حلقه شده و صورت جیمین دیدم، و بدن نیمه برهنه اش رو که فقط یک شلوار پوشیده بود
+یعنی کجا دیدمش؟؟ توی کافه هم که دیدمش خیلی آشنا به نظر میرسید
_صبح بخیر دارلینگ
+دارلینگ؟؟
_اره
+پاشو برو اتاق خودت
+نمیدونم چرا دلم نمیخواست بره(توی ذهنش)
_نمیرم دارلینگ میخوام یکم دیگه اینجا بخوابم
+پس میگی یکم دیگه بخوابیم؟
_اوهوم
+اوکی
_بیا بغلم
+پرو نشو
_بیا دیگه
+چیشش باشه
(رفت بغلش)
جیمین با تمام وجود عطر موهای اون دختر رو بو کرد
_موهات بوی خوبی میدن
+ممنون
یهو یک جرقه داخل ذهن ا.ت زد
+وای نههه(توی ذهنش)
+جیمین درواقع همون....(توی ذهنش)
بلاخره بعد مدت ها پارتتت گذاشتمم
ببخشید میدونم نبودم، درگیر درسا اینا بودم
پارت خدمت شمااا
نظراتتونو بگید تو کامنتا ببینمم
- ۵.۰k
- ۲۲ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط