{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیدابکنیکآدمآدمتریرا

پیدا بکن یک آدم آدم تری را

و شانه های محکم و محکم تری را

 

آقای خوبی که دلش سنگی نباشد

معشوق های دوستت دارم تری را !!

 

من را رها کن هرچه می خواهی تو داری

از دست خواهی داد چیز کمتری را

 

با گیسوانت باد بازی کرد و رقصید

و زد رقم، آینده ی درهم تری را

 

تو آخر این داستان باید بخندی

پس امتحان کن عاشق بی غم تری را ...

 

من می روم، آرام آرام از همه چیز

هر روز می بینی من مبهم تری را

 

من را ببخش از این خداحافظ، خداحا ...

پیدا نکردم واژه ی مرهم تری را . . .
دیدگاه ها (۹)

چشمانم را ببندیددهانم را بدوزیددستانم را ببریدکه دیگر قلم به...

ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺎﻧﻮﺍﮔﺮ ﺑﻪ مردی ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﺑﻬﺎ ﺩﻫﯽﺩﯾﮕﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﻨﺖ...

هر آغازی را پایانی است و هیچ دوره ای را از این پایان گریزی ن...

شادی این مردمبر روی لب می خشکیدیه نفر گوشه ای از دنیابر روی ...

زجـر آور part:2"مادرم، خاله و همینطور خود هانا موافقت کردن"ص...

𝗽𝗮𝗿𝘁 ³𝐧𝐚𝐦𝐞 𝐧𝐨𝐯𝐞𝐥: قلب های یخ زدلبخند تهیونگ بازهم گشادتر شد،...

پارت دوازدهم-سیب زمینی-

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط