{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسب‌دوانی و افسار غنیمتی

اسب‌دوانی و افسار غنیمتی

🔹در مسابقهٔ اسب‌دوانی، اسبِ مردی از همه جلو زد و اول شد. مردم یک‌صدا شروع به تشویق کردند و فریاد شادی سر دادند.

🔹در این میان، مردی که در میان تماشاچیان ایستاده بود، ناگهان شروع کرد به بالا و پایین پریدن و بیش از صاحب اسب، داد و فریاد و خوشحالی می‌کرد.

🔹صاحب اسب که از این همه شور و هیجان او تعجب کرده بود، جلو رفت و پرسید: «ای مرد، مگر این اسبِ برنده مال توست که این‌گونه شادی می‌کنی؟»

🔹آن مرد گفت: «خیر، اسب مال من نیست؛ اما افسار آن مال من است!»

#حکایت
دیدگاه ها (۰)

عجب استعدادی!!🤣🤣🤣🤣😂😂

یه کم دیرتر رسیده بودم خونه رو ترک میکرد🤣🤣🤣🤣

همسایه خوش صدات🙄🤣🤣🤣😂😂

در شبی زمستونی، رهگذری از یه کوچه تاریک عبور می کرد. ناگهان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط