مرد شکستهپا و کاغذ
مرد شکستهپا و کاغذ
🔹پای مردی شکسته بود و در خانه استراحت میکرد. هرکس به عیادتش میآمد، از علت حادثه، چگونگی اتفاق و روند درمان میپرسید و او مجبور بود بارها و بارها یک داستان تکراری را برای همگان بازگو کند.
🔹سرانجام مرد از پاسخ به این سوالات تکراری و بیشمار خسته و کلافه شد. پس کاغذ و قلمی برداشت، شرح کامل ماجرای شکستن پایش را روی آن نوشت و بالای سرش روی دیوار چسباند.
🔹از آن پس، هرگاه عیادتکنندهای وارد میشد و میپرسید: «پایت چگونه شکست؟»، مرد با دست به دیوار اشاره میکرد و میگفت: «شرح قصه بر دیوار مکتوب است؛ همانجا را بخوانید!»
#حکایت
🔹پای مردی شکسته بود و در خانه استراحت میکرد. هرکس به عیادتش میآمد، از علت حادثه، چگونگی اتفاق و روند درمان میپرسید و او مجبور بود بارها و بارها یک داستان تکراری را برای همگان بازگو کند.
🔹سرانجام مرد از پاسخ به این سوالات تکراری و بیشمار خسته و کلافه شد. پس کاغذ و قلمی برداشت، شرح کامل ماجرای شکستن پایش را روی آن نوشت و بالای سرش روی دیوار چسباند.
🔹از آن پس، هرگاه عیادتکنندهای وارد میشد و میپرسید: «پایت چگونه شکست؟»، مرد با دست به دیوار اشاره میکرد و میگفت: «شرح قصه بر دیوار مکتوب است؛ همانجا را بخوانید!»
#حکایت
- ۱۸۶
- ۱۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط