فیک کوک

فیک کوک
عشق تدریجی
پارت9
وارد شدم یهو یه چیزی به چشمم خورد
واهاایی خداااا اون جیمینه پدرصگ اخه کت شلوار قرمز رنگه تو پوشیدی مرگ بگیری(خدانکنه)
چقدر تو چشمهههه ولی با موهای بلوند جذاب شده بود
اخ جلسهه رفتم نشستم یکم زرت و پرت کردن و جلسه تموم شد
رفتم به یونا زنگ زدم و حوال و احوال خونه رو ازش پرسیدم خبری نبود
رفتم شرکت مدلینگ
با چند نفر مدل قرارداد بستیم
و اومدم خونه
شام خوردم حدود ساعت8 بود
یه مسیج اومد برام
ناشناس بود یه ادرس فرستاده بود بدون هیچ حرفی
خوب از اونجایی که مال و اموال زیادی دارم ترسیدم
و کرم درونمم فعال شد چون خیلی وقت بود هیجان نداشتم و روزام تکراری بود تازه
فرداو پس فردا دانشگاه تعطیله پسسس
لعسه بعووو(یادی از بیرانوند)😂😂😂
یه تیپ تامبوی زدمو راه اوفتادم طرف ادرس
ویو کوک.
...............
دیدگاه ها (۵)

فیک کوکعشق تدریجیپارت10ویو کوکبه هکرام گفتم شمارشو پیدا کننب...

یه لحظه قلبم اومد تو دهنم 3بار نگاه کردم تا بفهمم چی به چیه😂...

فیک کوک عشق تدریجی Part8ویو ا.تاعینک افتابیشو برداشتاههههههه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط