هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶
#پارت_1
اهورا:
_تمام رفتار هاتونو آقا آرش واسم تعریف کردن؛اگر بخواید به این رفتار ها ادامه بدین هم اطرافیانتون و هم خودتون خیلی اذیت می‌شید!
لط..
نذاشتم ادامه حرفشو بزنه از روی صندلی بلند شدم بی حوصله یقشو گرفتم و اشاره ای به وضعیتم کردم:
+من که خیلی خوبم ببین دکتر!
خونسرد لب زد:
_ببینید آقا من دکترم و بد شما رو نمیخوام!
بی حوصله لب زدم:
+داری حوصلمو سر میبری دکتر جون!
دستاشو روی دستام گذاشت سعی کرد دستامو از روی یقه اش برداره..
نیشخندی زدم و دستمو کشیدم ..
+حالا ام میتونی بری دکتر جون!
سری تکون داد و قبل از بیرون رفتنش لب زد:
_اگر خواستی درمان بشی..بهم زنگ بزن!
نیشخندی زدم و به رفتنش خیره شدم..
گوشیمو از جیبم در آوردم روی شماره آرش کلیک کردم بعد از چند تا بوق صدای رو مخش بلند شد:
_سلام آقا وقتتو..
وسط حرفش پریدم:
+تو غلط میکنی خونه من دکتر میفرستی!
صداش لرزون شد:
_آ..قا..بب..خشید توروخدا! پدرتون گفت بفرستم ..
با خشم غریدم:
+دیگه نمیخوام این دکترای مزخرف رو تو خونم ببینم حله ؟
_چشم آقا!
دیدگاه ها (۶)

برده عمارت جئون

پارت ۱ «ساعت ²²:⁴⁰ دقیقه»آروم گوشت تکه شده ای رو‌ از توی دیس...

(:♡ رز ابی من part .2.اول عکسارو بخونید بعد متنو بخش دوم ♡~~...

Novel panleo ♡ #part⁶³ ♡『 leoreza 』نگاه عاجزانه اش رو بهم دو...

#تکپارتی_تهکوک صدای عاشقانه امشب بارون بی وقفه به شیشه های...

part : 16ناگهان گلبرگ هارو پاره کرد و توی هوا پرتاب کرد& حدا...

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁵ویو سومیاودر با صدای بلندی باز شد.همی...

Part 16

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۸ سانیار . چند دقیقه پیش .وقتی م...

پدر خوانده فصل دو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط