{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید: 

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید: 

چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟ 

چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟ 

اما افسوس که هیچ کس نبود ... 

همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ... 

آری با تو هستم ...! 

با تویی که از کنارم گذشتی... 

و حتی یک بار هم نپرسیدی، 

چرا چشمهایم همیشه بارانی است
دیدگاه ها (۶)

عاشق که باشی شاعرتر هم می شوی و شعرهایت همچون آرامبخش تسکینت...

از این حرفها بگذربه دلت بگوهمیشه در عشق اعتماد نیمه است و با...

مینویسم از احساسم...دیگه مجبور نیستی هر جا که میری ازم اجازه...

خدا گفت: لیلی یک ماجراست، ماجرایی آکنده از من. ماجرایی که با...

#برای چشمانی که روزگاری دنیای من بود…این چشم‌ها… چقدر دوستشا...

پروانه جان

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

تولدت مبارک جونگکوکِ دوست‌داشتنی 💜🎂امروز فقط روز تولد یک هنر...

امروز ۵ مهره؛ روزی که یه دختر شیرین پا به این دنیا گذاشت و ب...

#Bubble Changbin 🫧 🐷🐰: روی استیجی اجرا کردیم که هنوزم نمی‌تو...

رمان :قرارداد سرنوشت

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 189♡⁠。⁠)⁩داد زد...

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط