{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر شراره های باران نیز بی پایان ببارد

اگر شراره های باران نیز بی پایان ببارد
باز هم اشک های من و تنهایی پایان ندارد
آنقدر روزها را در خفقان سپری میکنم
که دیگر دریچه ی کوچک امیدم نیز بسته شده است
همچنان که دور دست ها را می نگرم
آسمان سقف دنیا و چشمانم پر از ابرهای باران زا شده است
هر چه بهانه بیاورم باز هم از این بیابان خود ساخته رها نمی شوم
هر روز بیشتر از قبل در خاک های این بیابان سرد و پر از درد فرو می روم
هر چه سعی می کنم روزنه ای نمی یابم
انگار همان روزهای پیشین همه چیز را باختم و حال متوجه شده ام"S"
دیدگاه ها (۱)

هر جای دنیایی دلم اونجاست

چه ناله ها که رسید از دلم به خرمن ماه

دیوار خانه ی قلب من هم که باشیباکی نیست، قلب به دیوار بودنت ...

بستنی شاد هم که باشییک روز می رسد و آبش می کنند!

Slave ♡ Season ♡ Part ۲۳۴جیمین با پیاده شدن از ماشین به آرام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط