روی پیشانی ام سیاه شده
روی پیشانی ام سیاه شده
دستمال سپید مرطوبم
دارم از دست می روم اما
نگرانم نباش، من خوبم!
هیچ حسی ندارم از بودن
تیغ حس میکند جنونم را
دارم از دست می دهم کم کم
اخرین قطره های خونم را
در صف جبر خاک منتظرم
اختیار زمان تمام میشود
زندگی مثل فحش ارزان بود
مرگ باید گران تمام شود!
از سرم مثل اب میگذرد
خاطراتی که تلخ وشیرین است
زندگی را به خواب میبینم
مرگ، تعبیر ابن سیرین است!
درسرت کل خانه چرخیدن
توی تقدیر در به درگشتن
هیچ راهی برای رفتن نیست
هیچ راهی برای برگشتن
خودکشی بر چهار پایه ی عشق
مثل اثبات دال و مدلولی ست
نگرانم نباش، من خوبم
«مرگ یک اتفاق معمولی است»
دستمال سپید مرطوبم
دارم از دست می روم اما
نگرانم نباش، من خوبم!
هیچ حسی ندارم از بودن
تیغ حس میکند جنونم را
دارم از دست می دهم کم کم
اخرین قطره های خونم را
در صف جبر خاک منتظرم
اختیار زمان تمام میشود
زندگی مثل فحش ارزان بود
مرگ باید گران تمام شود!
از سرم مثل اب میگذرد
خاطراتی که تلخ وشیرین است
زندگی را به خواب میبینم
مرگ، تعبیر ابن سیرین است!
درسرت کل خانه چرخیدن
توی تقدیر در به درگشتن
هیچ راهی برای رفتن نیست
هیچ راهی برای برگشتن
خودکشی بر چهار پایه ی عشق
مثل اثبات دال و مدلولی ست
نگرانم نباش، من خوبم
«مرگ یک اتفاق معمولی است»
- ۸۶۱
- ۱۲ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط