تک پارتی
تک پارتی
#درخواستی
12نوامبر
بارون از ساعت 3 بعد از ظهر داره میباره خیالم راحته که تنهایی گریه نمیکنم یکی هم پا به پای من داره اشک میریزه ..یکی هم هست که عین من دلش گرفته
دیگه دارم خسته میشم از زندگیم ، از عشقم،از همه چی
دیشب به تهیونگ (شوهرم) گفتم میخوام امروز با سونگ هو برم بیرون ..به جای اینکه بگه مراقب خودت باش و این جور حرفای محبت آمیز، شروع کرد به داد و بیداد کردن ..من یه دوست دارم اسمش سونگ هوعه و باهم از بچگی دوست بودیم الان که من با تهیونگ ازدواج کردم همش به خاطر سونگ هو باهم دعوا میکنیم..پاشدم یه دست لباس مشکی پوشیدم آرایش کردم و چترمو برداشتم ،برای گوشیم نوتیف اومد ..سونگ هو رسیده بود جلوی خونمون امروز قراره بریم برای تولد تهیونگ باهم کادو بگیریم ازش خواستم که باهام بیاد تا تنها نباشم و اونم قبول کرد
سوار ماشین شدم :
+:سلام
~:سلام ا.تی ،چطوری
+:خوبم ،تو چطوری؟
~:بدک نیستم ، خب بریم کجا؟
+:بریم پاساژ Black Roze میخوام از اونجا یه کادوی خوب برای ته ته بخرم
~:حله
30 مین بعد(تو پاساژ)
+:سونگ هو
~:بله؟
+:ببین اون عطره که براش خریدم خیلی خوبه.. به نظرت این ست ساعت و جا سوییچ و اینا رو بخرم؟
~:اره ..خیلی خوبه
+:خریدمش ،به نظرت خوشش میاد؟
~:معلومه که خوشش میاد... تازه علاوه بر اینا قراره یه کادوی ویژه هم بهش بدی(شیطنت)
+:چی؟
~:تولدش افتاده شب جمعه(چشمک)
+:بیشورر منحرففف
+و~:(خنده)
(ویو جلوی خونه)
+:مرسی که باهام اومدی
~:چاکریم بازم اگه کاری داشتی بوگو ..خوش بگذره(چشمک)
+:بیشوررر
در خونه رو باز کردم و با تهیونگ روبه رو شدم که عصبی داره سیگار میکشه تا منو دید اخماش بیشتر شد
_:کجا بودی تا الان؟
+:س..سلام ...با سونگ هو رفتیم خرید
_:(عصبی)لال بودی به من خبر بدی
+:ببخشید حواسم ...
_:بسهه ا.ت دیگه بد جور عصابمو خورد کرده اون مرتیکه ..باید بکشمش تا بفهمی شوهر داری باید بهش بگی کجا میری.. با کی میری .. با کی میای (داد)
+:سر من داد نزن...تهیونگ دیگه داری حرمت های بینمون رو میشکنی به جای اینکه با من مثل زنت رفتار کنی مثل بچه ها فقط داری منو کنترل میکنی پس اون حرفایی که قبل ازدواج میزدی چیشد ؟ نمیزارم یه اشک از چشمات بیاد هرکس اذیتت کنه رو میکشم ..الان خودت داری این کارا رو میکنی دیگه دارم خسته میشم از دستت ..چرا به منم یه ذره اهمیت نمیدی؟ سالگرد ازدواجمون و که یادت رفت گفتم اشکال نداره حتما سرت شلوغه بود...
_:ا.ت وایسا...
+:چیو وایسم...شب تولدم نیومدی خونه (گریه)گ..گفتم ولش کن حتما تحت فشاره به خاطر کارای شرکت بازم مونده اونجا فرداش که اومدی عصبی بودی اصلا بهم تبریک نگفتی بی محل به من رفتی سفر کاری تو فرانسه.. بعد یه هفته اومدی از اون موقعه به بعد باهام سرد شدی..میدونی چیه فک کنم ما اصلا واسه هم نبودیم و نیستیم از وقتی ازدواج کردیم یا به بهونه ی شرکت یا هم به بهونه ی سونگ هو همش داریم دعوا میکنیم من دیگه نمیتونم از بس که برای این رابطه جنگیدم خسته شدم یا بیا تمومش کنیم یا از اول شروعش کنیم ولی این دفعه درست ..در غیر این صورت فردا میرم دادگاه حکم طلاق رو میفرستم در خونه
(ا.ت رفت تو اتاق و درو بست)
_:(نفس عمیق)همش تقصیر منه که اینطوری تحت فشار بودی و من احمق(دور از جون)نفهمیدم
رفت جلوی در اتاق
_:(در زد)ا.ت یه دقیقه درو باز کن باهم حرف بزنیم
+:حرفارو زدیم
_:ببخشید عشقم..میدونم خیلی اذیتت کردم ولی بخدا من عاشقتم اینا همش به خاطر این بود که فکر میکردم سونگ هو رو بیشتر از من دوست داری..من چند وقت پیش میخواستم بهت بگم بیا بریم بیرون باهم وقت بگذرونیم ولی تو گفتی میخوای با سونگ هو بری بیرون منم اونو نگفتم ...بهم حق بده من حسودی کردم..بیا
زندگیمونو درست کنیم من واقعا تحمل ندارم که از دستت بدم
+:(درو باز کرد) میدونم .... قول میدی از این به بعد باعث گریه می نشی؟ قول میدی هوامو داشته باشی؟
_:بهت قول میدم تا آخر عمرم یه زندگی بی نقصی با هم داشته باشیم...نمیزارم آب تو دلت تکون بخوره ...بابت اشتباهات گذشتمم متاسفم
+:بخشیدمت...حالا بوسم کن
_:(بوسیدش)
+:عاشقتم
_:من دیوونتم
اون شب تیکه ی قلب شکستشون با عشق پر شد ...از اون شب به بعد دوتا عاشق قصه ی ما فهمیدن به جای سرزنش کردن همدیگرو درک کنن و به جای کنترل همراهی کنن اونا فهمیدن بهترین کادو به کسی که دوستش داری یه عشق صادق و پاکه همین شیرینی زندگیه....
پایان..:))
#درخواستی
12نوامبر
بارون از ساعت 3 بعد از ظهر داره میباره خیالم راحته که تنهایی گریه نمیکنم یکی هم پا به پای من داره اشک میریزه ..یکی هم هست که عین من دلش گرفته
دیگه دارم خسته میشم از زندگیم ، از عشقم،از همه چی
دیشب به تهیونگ (شوهرم) گفتم میخوام امروز با سونگ هو برم بیرون ..به جای اینکه بگه مراقب خودت باش و این جور حرفای محبت آمیز، شروع کرد به داد و بیداد کردن ..من یه دوست دارم اسمش سونگ هوعه و باهم از بچگی دوست بودیم الان که من با تهیونگ ازدواج کردم همش به خاطر سونگ هو باهم دعوا میکنیم..پاشدم یه دست لباس مشکی پوشیدم آرایش کردم و چترمو برداشتم ،برای گوشیم نوتیف اومد ..سونگ هو رسیده بود جلوی خونمون امروز قراره بریم برای تولد تهیونگ باهم کادو بگیریم ازش خواستم که باهام بیاد تا تنها نباشم و اونم قبول کرد
سوار ماشین شدم :
+:سلام
~:سلام ا.تی ،چطوری
+:خوبم ،تو چطوری؟
~:بدک نیستم ، خب بریم کجا؟
+:بریم پاساژ Black Roze میخوام از اونجا یه کادوی خوب برای ته ته بخرم
~:حله
30 مین بعد(تو پاساژ)
+:سونگ هو
~:بله؟
+:ببین اون عطره که براش خریدم خیلی خوبه.. به نظرت این ست ساعت و جا سوییچ و اینا رو بخرم؟
~:اره ..خیلی خوبه
+:خریدمش ،به نظرت خوشش میاد؟
~:معلومه که خوشش میاد... تازه علاوه بر اینا قراره یه کادوی ویژه هم بهش بدی(شیطنت)
+:چی؟
~:تولدش افتاده شب جمعه(چشمک)
+:بیشورر منحرففف
+و~:(خنده)
(ویو جلوی خونه)
+:مرسی که باهام اومدی
~:چاکریم بازم اگه کاری داشتی بوگو ..خوش بگذره(چشمک)
+:بیشوررر
در خونه رو باز کردم و با تهیونگ روبه رو شدم که عصبی داره سیگار میکشه تا منو دید اخماش بیشتر شد
_:کجا بودی تا الان؟
+:س..سلام ...با سونگ هو رفتیم خرید
_:(عصبی)لال بودی به من خبر بدی
+:ببخشید حواسم ...
_:بسهه ا.ت دیگه بد جور عصابمو خورد کرده اون مرتیکه ..باید بکشمش تا بفهمی شوهر داری باید بهش بگی کجا میری.. با کی میری .. با کی میای (داد)
+:سر من داد نزن...تهیونگ دیگه داری حرمت های بینمون رو میشکنی به جای اینکه با من مثل زنت رفتار کنی مثل بچه ها فقط داری منو کنترل میکنی پس اون حرفایی که قبل ازدواج میزدی چیشد ؟ نمیزارم یه اشک از چشمات بیاد هرکس اذیتت کنه رو میکشم ..الان خودت داری این کارا رو میکنی دیگه دارم خسته میشم از دستت ..چرا به منم یه ذره اهمیت نمیدی؟ سالگرد ازدواجمون و که یادت رفت گفتم اشکال نداره حتما سرت شلوغه بود...
_:ا.ت وایسا...
+:چیو وایسم...شب تولدم نیومدی خونه (گریه)گ..گفتم ولش کن حتما تحت فشاره به خاطر کارای شرکت بازم مونده اونجا فرداش که اومدی عصبی بودی اصلا بهم تبریک نگفتی بی محل به من رفتی سفر کاری تو فرانسه.. بعد یه هفته اومدی از اون موقعه به بعد باهام سرد شدی..میدونی چیه فک کنم ما اصلا واسه هم نبودیم و نیستیم از وقتی ازدواج کردیم یا به بهونه ی شرکت یا هم به بهونه ی سونگ هو همش داریم دعوا میکنیم من دیگه نمیتونم از بس که برای این رابطه جنگیدم خسته شدم یا بیا تمومش کنیم یا از اول شروعش کنیم ولی این دفعه درست ..در غیر این صورت فردا میرم دادگاه حکم طلاق رو میفرستم در خونه
(ا.ت رفت تو اتاق و درو بست)
_:(نفس عمیق)همش تقصیر منه که اینطوری تحت فشار بودی و من احمق(دور از جون)نفهمیدم
رفت جلوی در اتاق
_:(در زد)ا.ت یه دقیقه درو باز کن باهم حرف بزنیم
+:حرفارو زدیم
_:ببخشید عشقم..میدونم خیلی اذیتت کردم ولی بخدا من عاشقتم اینا همش به خاطر این بود که فکر میکردم سونگ هو رو بیشتر از من دوست داری..من چند وقت پیش میخواستم بهت بگم بیا بریم بیرون باهم وقت بگذرونیم ولی تو گفتی میخوای با سونگ هو بری بیرون منم اونو نگفتم ...بهم حق بده من حسودی کردم..بیا
زندگیمونو درست کنیم من واقعا تحمل ندارم که از دستت بدم
+:(درو باز کرد) میدونم .... قول میدی از این به بعد باعث گریه می نشی؟ قول میدی هوامو داشته باشی؟
_:بهت قول میدم تا آخر عمرم یه زندگی بی نقصی با هم داشته باشیم...نمیزارم آب تو دلت تکون بخوره ...بابت اشتباهات گذشتمم متاسفم
+:بخشیدمت...حالا بوسم کن
_:(بوسیدش)
+:عاشقتم
_:من دیوونتم
اون شب تیکه ی قلب شکستشون با عشق پر شد ...از اون شب به بعد دوتا عاشق قصه ی ما فهمیدن به جای سرزنش کردن همدیگرو درک کنن و به جای کنترل همراهی کنن اونا فهمیدن بهترین کادو به کسی که دوستش داری یه عشق صادق و پاکه همین شیرینی زندگیه....
پایان..:))
- ۱۴.۵k
- ۱۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط