مرگ و زندگی پارت 4 :
مرگ و زندگی پارت 4 :
ا/ت اون صحنه رو دید اما خبر نداشت نامجون از قصد اون کار و نکرده و لانا هست .
ویو ا/ت
اشک هاش دونه دونه از چشم هاش پایین می ریختن دیگه نمی تونست توی اون محیط بمونه دوید سمت ماشین و خودش و رسوند به خونه توی چمدون وسایلش رو ریخت توی چمدون و رفت به خونه ی خودش ( منظورم خونه ی مجردی هست )
ویو نامجون:
من چکار کردم سریع لانا رو از خودم دور کردم و رفتم دنبال ا/ت دیدم رفت توی یه خونه دنبالش رفتم
نامجون: ا/ت صبر کن توضیح میدم
ا/ت : دقیقا چی رو می خوای توضیح بدی اینکه چجوری بهم خیانت کردی؟ ( با گریه و داد )
نامجون ا/ت رو بغل کرد و ماجرا رو براش توضیح داد
ا/ت : ببخشید من بد فکر کردم
نامجون: نه تقصیر تو نبود منم اون صحنه رو میدیدم همین فکر رو می کردم .
ببخشید می دونم بد بود و اینکه ببخشید کم می نویسم . سرم شغوله
ا/ت اون صحنه رو دید اما خبر نداشت نامجون از قصد اون کار و نکرده و لانا هست .
ویو ا/ت
اشک هاش دونه دونه از چشم هاش پایین می ریختن دیگه نمی تونست توی اون محیط بمونه دوید سمت ماشین و خودش و رسوند به خونه توی چمدون وسایلش رو ریخت توی چمدون و رفت به خونه ی خودش ( منظورم خونه ی مجردی هست )
ویو نامجون:
من چکار کردم سریع لانا رو از خودم دور کردم و رفتم دنبال ا/ت دیدم رفت توی یه خونه دنبالش رفتم
نامجون: ا/ت صبر کن توضیح میدم
ا/ت : دقیقا چی رو می خوای توضیح بدی اینکه چجوری بهم خیانت کردی؟ ( با گریه و داد )
نامجون ا/ت رو بغل کرد و ماجرا رو براش توضیح داد
ا/ت : ببخشید من بد فکر کردم
نامجون: نه تقصیر تو نبود منم اون صحنه رو میدیدم همین فکر رو می کردم .
ببخشید می دونم بد بود و اینکه ببخشید کم می نویسم . سرم شغوله
- ۵۸۹
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط