{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💎

💎
هر چه خیره به نقطه ای نامعلوم شدم خود را دیدم که انگار من نبودم
و تویی که انگار تنها موجودِ گُنگِ من بودی،
انگار از چشم دیدنمان،
دیگر خودمان هم نبودیم...
تو در چشم من بودی و من دور از چشمهایت فقط نفس میکشیدم
توام کمی دلتنگ شو
توأم مرا برای مبادایت گوشه ی چشمهایت جا بده،
یک خانه ی اَمن.
یک جایی که فقط برایِ من باشد
اصلا یک روز کنارِ تلفن بیا،
شماره یِ نداشته ام را بگیر و بی هوا یادم همه ی جانت را به یکباره بسوزاند.
با من حرف بزن
تا وسطِ شرمِ صدایَت
بگویم خوب میدانم، خودت هستی.
بردار این دیوهای دلتنگی که بی سامانمان کرده،
میخواهم پلک که میزنم تو باشی و بس، دستهایت باشند و من و نگاهمان و شبِ پر ستاره.
که همه چیز خوب است،
سالهاست گوشه یِ حیاط ، انتظار کسی را میکشم که هیچوقت نداشتمَش.
و راهِ خانمان بن بست ترین کوچه یِ رفته اش است.
مدام این باقی مانده ِ روزها را با خودم میگویم
" اگر برای ابد هوای دیدنِ تو نیفتد از سرِ من چه کنم" !!
.
.
دیدگاه ها (۱)

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁰. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.تهیونگ چند ثانیه ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 148✦...................

خب دیگه گشادی رو بزاریم کنار بریم بنویسیم پارت رو یادم نمیاد...

𝙍𝙚𝙙 𝘼𝙨𝙥𝙝𝙖𝙡𝙩p10جونگکوک از زیر چشم نگاهی به آبنبات قرمز رنگ بی...

پارت: 26 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای راهروی اصلیِ دبیرستان...

تکاپو پارت 101:باید بفهمم... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍صبح روز بعد...اولین پ...

رمان دختر خاص پارت 29ات و وونی وارد کلاس شدن. سه پسر هم پشت ...

پارت 36صدایِ چرخشِ کلید توی قفلِ درِ ورودی، مثل آژیرِ خطر تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط