{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

احساسم را به دار اویختم ...

احساسم را به دار اویختم ...
منطقم را به گلوله بستم
لعنت به هر دو , که عمری بازی ام دادند
دیگر بس است....

می خواهم کمی به چشمانم اعتماد کنم. . .!
دیدگاه ها (۱)

گـــاهےبہ قدرےدلت میشڪنہِڪہ جز...سڪــــــــوتحرفےندارے😔

گاهی لازم است در زندگی، بعضی آدمها را گم کنید،تا خودتان را پ...

حالـم گرفتـه...از این دنیـایـی ڪه آدم هایـش همچـونهوایـش ناپ...

شده ای قاتل دل حیف ندانی که ندانی

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره راه رفتن ک...

ستاره پوش مخملی خون رگ به رگ شده از زبان ستاره پوش part47

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط