{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من دیگر هیچ اعتمادی به قلب و دلم ندارم!

من دیگر هیچ اعتمادی به قلب و دلم ندارم!
نمیدانم چه اسمی دارد این
" بی حسی هایِ دردآور "
بعضی وقت ها جایِ خالی هیچ کسی را حس نمی کنم و می گویم : همان بهتر که نیست !
امّا بعضی از روزها دلتنگ می شوم جوری که می نشینم و عکس هایش را نگاه می کنم ، جوری که اشک هایم بند نمی آیند و بغضم گلوام را فشار میدهد ...
گاهی ازاین حالِ تنهایی خوشحالم ، امّا گاهی وقت ها همین تنهایی به جانم می افتد و جانم را می گیرد ...
این بی حسی ها خیلی دردآورند ...
دیدگاه ها (۹)

اتفاقی مرا ببین...اتفاقی بگو وای خدای من تو ... این جا؟!بگذا...

بعضی ها مثل یک اتفاق عجیبحال آدم را خوب می کنندمثل هوای تازه...

مثلا باشی...به عشق تو تمام عادتهای دلتنگیم را پشتِ دیوار پای...

کسی که نشسته استهمیشه خسته نیست.شاید جایی برای رفتن نداشته ب...

پارت ۹ : بخش دوم: فلشبک -

پارت ۱۰ راز ستارۀ درخشان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط