من دیگر هیچ اعتمادی به قلب و دلم ندارم!
من دیگر هیچ اعتمادی به قلب و دلم ندارم!
نمیدانم چه اسمی دارد این
" بی حسی هایِ دردآور "
بعضی وقت ها جایِ خالی هیچ کسی را حس نمی کنم و می گویم : همان بهتر که نیست !
امّا بعضی از روزها دلتنگ می شوم جوری که می نشینم و عکس هایش را نگاه می کنم ، جوری که اشک هایم بند نمی آیند و بغضم گلوام را فشار میدهد ...
گاهی ازاین حالِ تنهایی خوشحالم ، امّا گاهی وقت ها همین تنهایی به جانم می افتد و جانم را می گیرد ...
این بی حسی ها خیلی دردآورند ...
نمیدانم چه اسمی دارد این
" بی حسی هایِ دردآور "
بعضی وقت ها جایِ خالی هیچ کسی را حس نمی کنم و می گویم : همان بهتر که نیست !
امّا بعضی از روزها دلتنگ می شوم جوری که می نشینم و عکس هایش را نگاه می کنم ، جوری که اشک هایم بند نمی آیند و بغضم گلوام را فشار میدهد ...
گاهی ازاین حالِ تنهایی خوشحالم ، امّا گاهی وقت ها همین تنهایی به جانم می افتد و جانم را می گیرد ...
این بی حسی ها خیلی دردآورند ...
- ۱.۶k
- ۰۶ اسفند ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط