رمان دنیای من

رمان دنیای من

پارت ۵۹

ارسلان، بیدار شدم دیدم فرشته کوچولو من هنوز خوابه رفتم صبحانه آماده کردم رفتم صداش کن خانم قشنگم بانوی زیبا دیانا جونم

دیانا، ارسلان ،،زاری،،

ارسلان، جانم

دیانا، درد دارم

ارسلان، بمیرم برات بیا صبحانه رو بخور یکم خوب شی

دیانا، از جام نمیتونم بلند شم

ارسلان ،دیانا رو بغل کردم و گذاشتمش رو صندلی کنارش نشستم براش لقمه گرفتم

دیانا، مرسی

ارسلان، خواهش میکنم

دیانا ،ارسلان

ارسلان ،جونم

دیانا، میشه گوشیتو بدی بازی کنم

ارسلان، باید فکر کنم
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۶ (صبح)چشمانم را باز کردم آفتاب از پرده های حریری اتاق...

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

در جست و جوی خاطرات پارت ۲۲

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم ------ادامه پارت ۲۴

چند پارتی

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part33رفتمو به صورتم ی آبی زدمبا لوازم آرایشم...

پارت سیزدهم《مغازه》《Custom kiss》 ویو تهی...

" ویو لیا " وقتی اب‌پاشید روی صورتم تازه چشمامو باژ کردم و د...

[چند پارتی]

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط