{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان دنیای من

رمان دنیای من

پارت ۵۷

دیانا، آخ خدا لعنتت کنه

ارسلان، اخی

دیانا، ارسلاننن درد دارم حرصم ندههههه

ارسلان، باشه فدات شم بیا بریم حموم یکم خوب میشی

دیانا، رفت تو حموم

ارسلان، گذاشتمش تو وان دلشو ماساژ دادم بعد بدن هر دو مونو شستم اومدیم بیرون رفتم براش لباس اوردم تنش کردم نفسم خوبی

دیانا، نه ارسلان درد دارم

ارسلان، عزیزدلم رفتم براش مسکن اوردم دادم بهش خورد دراز کشیدیم رو تخت دستمو بردم زیر لباسش و دلشو ماساژ دادم

دیانا، ارسلان دلمو داشت ماساژ میداد که خوابم برد

ارسلان، دیانا وقتی خوابید منم یکم به صورتش خیره شدم که کم کم خوابم برد
دیدگاه ها (۳)

رمان دنیای من پارت ۵۹ارسلان، بیدار شدم دیدم فرشته کوچولو من ...

رمان دنیای من پارت ۶۰دیانا، عه ارسلان ارسلان، خوب اول بوسم ک...

رمان دنیای من پارت ۵۶ارسلان، رسیدیم خونه دیانا بدو رفت بالا ...

رمان دنیای من پارت ۵۵دیانا، رفتیم شهر بازی چند تا بازی بازی ...

‏🦊[۷:۳۲ ~ ۷:۳۳ به وقت کره]بنگ های ㅎㅎㅎدیروز وقتی کارام تموم ش...

my love part 57

رمان دخت من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط