زیبای من...p2
^_^_^_^_^_^_^
𝓶𝔂 𝓫𝓮𝓪𝓾𝓽𝓲𝓯𝓾𝓵
^_^_^_^_^_^_^
جونگ کوک: نوچ بهم قول بده
و انگشتش رو سمت نامجون گرفت
نامجون خنده ای کرد و گفت: از دست تو کوک ....
و انگشتش رو جلو آورد و انگشت جونگ کوک رو گرفت و قول دادن
جونگ کوک کاغذ های که جمع کرده بود رو سمت نامجون گرفت
نامجون:ممنونم تو هم برو استراحت کن
جونگ کوک سری تکون داد و هودی اش رو پوشید و گفت: خداحافظ هیونگ
نامجون: مراقب خودت باش تند رانندگی نکنیا
جونگ کوک خنده ای کرد و گفت: هیونگ اینو چند بار میگی آخه؟
نامجون: چقدرم تو گوش میدی
کوک: باشه باشه آروم میرم
سوئیچ موتورش رو برداشت و از خونه بیرون رفت ذهنش درگیر فکرهای مختلف بود سرش رو تکون داد تا افکارش رو دور کنه روی موتورش نشست و کلاهش رو روی سرش گذاشت
نامجون
از پنجره نگاه کرد تا مطمئن میشه جونگ کوک کلاه میذاره
وقتی از رفتن جونگ کوک مطمئن شد لبخندی بی اختیار روی لبش اومد
رفت اتاقش و بعد wc مسواکش رو برداشت و شروع کرد مسواک زدن به چهره خودش تازه دقت کرد جونگوک راست میگفت چهرهش خیلی خسته میخورد باشه بعد مسواک زدن از wc بیرون اومد و روی تختش ولو شد
#نامجون
#جونگ_کوک
#BTS
𝓶𝔂 𝓫𝓮𝓪𝓾𝓽𝓲𝓯𝓾𝓵
^_^_^_^_^_^_^
جونگ کوک: نوچ بهم قول بده
و انگشتش رو سمت نامجون گرفت
نامجون خنده ای کرد و گفت: از دست تو کوک ....
و انگشتش رو جلو آورد و انگشت جونگ کوک رو گرفت و قول دادن
جونگ کوک کاغذ های که جمع کرده بود رو سمت نامجون گرفت
نامجون:ممنونم تو هم برو استراحت کن
جونگ کوک سری تکون داد و هودی اش رو پوشید و گفت: خداحافظ هیونگ
نامجون: مراقب خودت باش تند رانندگی نکنیا
جونگ کوک خنده ای کرد و گفت: هیونگ اینو چند بار میگی آخه؟
نامجون: چقدرم تو گوش میدی
کوک: باشه باشه آروم میرم
سوئیچ موتورش رو برداشت و از خونه بیرون رفت ذهنش درگیر فکرهای مختلف بود سرش رو تکون داد تا افکارش رو دور کنه روی موتورش نشست و کلاهش رو روی سرش گذاشت
نامجون
از پنجره نگاه کرد تا مطمئن میشه جونگ کوک کلاه میذاره
وقتی از رفتن جونگ کوک مطمئن شد لبخندی بی اختیار روی لبش اومد
رفت اتاقش و بعد wc مسواکش رو برداشت و شروع کرد مسواک زدن به چهره خودش تازه دقت کرد جونگوک راست میگفت چهرهش خیلی خسته میخورد باشه بعد مسواک زدن از wc بیرون اومد و روی تختش ولو شد
#نامجون
#جونگ_کوک
#BTS
- ۷.۲k
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط