عشق تلخ

عشق تلخ
#دنیا
داشتیم ب سمت ماشین میرفتیم ک یهو یه برگه رو دیدیم رو برف پاک کن رضا.‌
_رضا رضااا
+جانم
_این چیه؟؟
+کدوم؟؟
_رو برف پاک کنه ماشینت یه چیزی هست.یه برگه ایه انگار
+خوب ورش دار دیگه
_باشه
وقتی برگه رو گرفتم انگار روش خون مصنوعی پاشیده بودن
یه تیکه از برگه خون مصنوعی بود قلبم با شدت میلرزید
_مواظبه دور و ورتون باشین ممکنه دیگه همدیگرو نبینیناااا.
چن ساعت تا سفر ابدی ...‌
همه وجودم رو لرز گرف
_خوبی دنیا ؟دنیا ؟چیشده بیا بشین بیا
+رضا‌...رضا بخون برگه .برگه رو
_باشه تو بشین
+این چیه کی اینو نوشته
اوکی اصن چیزه نگران نشو چیزی نمیشه
بیا بریم خونه بیا قربونت برم
تو ماشین نشستیم از شدت لرز سرمو گذاشتم رو صندلی و چرت کوتاهی زدم
_دنیا . عزیزم بیدار شو برو تو خونه بخاب
+باشه
رضا دستمو گرف و ب سمته ساختمون برد
_وسیله ها رو یکم بده من
+تو دو سری میارمشون تو برو خونه
_نهههه تو همرام بیا رضا من میترسم بخدا
+باشه باشه واستا سبکا رو بدم بت
ادامه دارد‌‌‌‌‌....
دیدگاه ها (۸)

استایلشششش:]هیققققق🥲🤍#کلیپ #بلاگر #رضا #کیپاپ #استایل

عشق تلخ #دنیا من خونمونو اولین بار بود ک میدیدم.چون قرار بود...

عشق تلخ #دنیا _رضا؟؟+جونم؟_میگم تو این مدت دلت واسم تنگ نشد؟...

عشق تلخ #دنیادلم واسه اون بچه میسوخت. من از همون اوایل متوجه...

دستاش خیلی بد میلرزید.برگه ای که تو دستش بود..چی بود؟فکرشم ن...

پارت بیستو هفتمرفتم و داخل شدم مامانم:الهی فداتشم اومدی!نمید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط