عشق تلخ

عشق تلخ
#دنیا
من خونمونو اولین بار بود ک میدیدم.چون قرار بود شب عروسی سوپرایز شم.یه خونه فوق العاده شیک و در عینه حال ساده ساده.
_واهای رضا اینجا چقدددددد خوشگلهههه پسرررر
+در مقابله این همه عظمت کمه خانووم وسایلا رو بزار تو اتاق خودمون
_اتاق خودمون؟؟بریم ببینیمش
+اوکی
وقتی اتاقو دیدم ک با بادکنک و کلی ریسه تزیین شده بود.یهو دلم رف ب سمته شب عروسی
_رضا .تو خیلی خوبی میدونستی؟؟
+بیا بغلمممم
تو بغلش برای تموم این مدت گریه هامو خالی کردم.
_هیچوقت تو این چهارماه از ذهنم بیرون نرفتی همش خاستم تمرکزم رو خودم باشه اما گوشه کنار ذهنم همش تو و مامان بودین((گریه))
+فداتشم من.برو لباستو عوض کن یکم استراحت کن حالت اوکی شه منم برم دوش بگیرم
_باشه
رفتم همه جاهای خونه رو دیدم .خیلی خوب بود حس خوبی ک چهارماهه پیش باید تجربه میکردم امروز بود
_رضا
از حموم در اومدم .دنیا یه گوشه تخت مثله موش کوچولوها خودشو غنچه کرده بود و خوابیده بود
لباس تن کردم و رفتم کنارش دراز کشیدم.خودمو دورش حلقه کردم و رو پیشونیش بوسه ای کاشتم و ب خواب عمیقی رفتم
ادامه دارد
دیدگاه ها (۳)

عشق تلخ پارت..#رضادستام خواب رفته بود.اخه زیر سره دنیا بود‌....

عشق تلخ پارت ...#دنیا _اخ اخ دوباره شکمم....+دنیا ب خدا آخر ...

استایلشششش:]هیققققق🥲🤍#کلیپ #بلاگر #رضا #کیپاپ #استایل

عشق تلخ #دنیاداشتیم ب سمت ماشین میرفتیم ک یهو یه برگه رو دید...

ادامه پارت پنجسونیک: اوکی پس بیاد بریم... برگشتیم و از امی و...

پارت چهلو هفتصبح**ساعت ۸:۲۵ زنگ هشدار زد و منم بیدار شدمپاشد...

پارت 60جاس؟!جاس:بیاین سوار شین لنا:ماری بیا بریم . زود باش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط