{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بنازم ناز نگاهت را

بنازم ناز نگاهت را

آرامِ جان تویی

هیچ نگاهی

مثل نگاه تو

آرامم نکرد
دیدگاه ها (۱)

او شعر را دوست داشتخیال پردازی و سفر را،من...او را دوست داشت...

ای کاشبودنت را در دلمعاشقانهقاب نمی کردم..!که حالا..نبودنتدر...

میان این همه "نامردی"باید شیطان را تحسین کرد که "دروغ " نگفت...

به تو می اندیشمای سراپا همه خوبیتک و تنها به تو می اندیشمهمه...

عشق تویی یار تویی جان تویی گر بروی من چه کنم در غم فراق تو ا...

قلب جان من تویی روح روان من تو تمام من یار بانو

تو در جان منی من غم ندارمتو ایــــمان منی من کم ندارماگر درم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط