{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تن بیمحبت و لاف ز جان آدمیت

تن بی‌محبت و لاف ز جان آدمیت
که به داغ عشق بسته است نشان آدمیت
شرفست آدمی را به ملک ز عشق ورنه
چه میانه ملک بود و میان آدمیت
#آشفته_شیرازی
#آشفته_شیرازی
دیدگاه ها (۰)

نه که آدمیت اول هم از آدم صفی بودز علی شنید آشفته بیان آدمیت...

هر چه را پست کنی بعض آدمیزاده#ضرب_المثل

خنده بزن بر بهار می گذره این روزگارآدمک خل نشوی گریه کنیکل د...

تو را خبر ز دل بی‌قرار باید و نیستغم تو هست ولی غمگسار باید ...

زمان میان من و او #جدایی افکنده‌ستمن ایستاده در اکنون و او د...

علی ای همای رحمت، تو چه آیتی خدا راکه به ماسوا فکندی همه سای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط