{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی همگان به سر شود ، بی تو بسر نمیشود

بی همگان به سر شود ، بی تو بسر نمیشود
این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟
مولوی او که سر زده ، دوش به خوابم آمده
گفت که با یکی دو شب ، درس به سر نمیشود
استرس است و امتحان ، پیر شده ست این جوان
دوره آخر الزمان ، درس ثمر نمیشود
مثل زمان مدرسه ، وضعیت افتضاح و سه
به زور جبر و هندسه ، گاو بشر نمیشود
مهلت ترمیم گذشت ، کشتی ما به گل نشست
خواستمش حذف کنم ، وای دگر نمیشود
هرچه بگی برای او ، خشم و غصب سزای او
چونکه به محضر پدر ، عذر پسر نمیشود
رفته ز بنده آبرو ، لیک ندانم از چه رو
این شب امتحان من ، دست به سر نمیشود ؟
توپ شدم شوت شدم ، شاعر مشروط شدم
خنده کنی یا نکنی ، باز سحر نمیشود !
دیدگاه ها (۱۹)

.

.

عشق را از هر طرف بنویسی عشق میشود.................قشع |:. . ...

زندگی ذره کاهیست ، که کوهش کردیمزندگی نام نکویی ست که خارش ک...

بی همگان بسر شود ، بی تو بسر نمیشوداین شب امتحان من چرا سحر ...

بی همگان بسر شود ، بی تو بسر نمیشوداین شب امتحان من چرا سحر ...

بی همگان بسر شود ، بی تو بسر نمیشوداین شب امتحان من چرا سحر ...

بی همگان بسر شود ، بی تو بسر نمیشوداین شب امتحان من چرا سحر ...

این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟ بی همگان بسر شود ، بی تو ب...

بی همگان بسر شود ، بی تو بسر نمیشود این شب امتحان من چرا سحر...

بی همگان بسر شود ، بی تو بسر نمیشود این شب امتحان من چرا سحر...

بی همگان بسر شود ، بی تو بسر نمیشوداین شب امتحان من چرا سحر ...

ی همگان به سر شود، بی تو بسر نمی شوداین شب امتحان من، چرا سح...

بی همگان بسر شود بی تو بسر نمیشودداغ تو دارد این دلم جای دگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط