{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی همگان بسر شود ، بی تو بسر نمیشود

بی همگان بسر شود ، بی تو بسر نمیشود
این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟!
مولوی او که سر زده ، دوش به خوابم آمده
گفت که با یکی دو شب ، درس به سر نمیشود !
خر به افراط زدم * ، گیج شدم قاط زدم
قلدر الوات زدم ، باز سحر نمیشود !
استرس است و امتحان ، پیر شده ست این جوان
دوره آخر الزمان ، درس ثمر نمیشود !
مثل زمان مدرسه ، وضعیت افتضاح و سه
به زور جبر و هندسه ، گاو بشر نمیشود !
مهلت ترمیم گذشت ، کشتی ما به گل نشست
خواستمش حذف کنم ، وای دگر نمیشود !
هر چه بگی برای او ، خشم و غصب سزای او
چونکه به محضر پدر ، عذر پسر نمیشود
رفته ز بنده آبرو ، لیک ندانم از چه رو
این شب امتحان من ،دست بسر نمیشود
توپ شدم شوت شدم ، شاعر مشروط شدم
خنده کنی یا نکنی ، باز سحر نمیشود...!
دیدگاه ها (۵)

نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس دیدم به خواب حافط توی صف اتوبو...

کـــره ای گــفــت بـــه بابای خرش پــــدر از هـــمـــه جــا ...

Otagh baghli Part 55«ویو جونگکوک‌»جرعه ای از قهوه ام خوردم و...

Otagh baghli Part 54.(پرش زمانی بعد از بار )«ویو ات» خسته و...

part 2هووففف به خیر گذشت.... این کی انقدر سختگیر شد که من نف...

خب ی داستانی رو که قبلاً نوشتم رو می‌زارم البته داخل پست ه...

مهمونی خطرناک پارت= 19از ماشینش پیاده شد و به سمت خونه راه ا...

چند پارتی

۸۵ ل و ۱۰۰ ک و ۳۰ نشر و ۶ فالوpart : 44chapter : 2با مشت به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط