{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر همانند گذشته دلتنگ‌ات نمی‌شوم!

دیگر همانند گذشته دلتنگ‌ات نمی‌شوم!
حتی دیگر گاه به گاه گریه هم نمی‌کنم،
در تمام جملاتی که نام تو در آنها جاری‌ست،
چشمانم پُر نمی‌شود
تقویم روزهایِ نیامدنت را هم دور انداخته‌ام.
کمی خسته‌ام، کمی شکسته
کمی هم نبودنت، مَرا تیره کرده است.
اینکه چطور دوباره خوب خواهم شد را هنوز یاد نگرفته‌ام،
و اگر کسی حالم را بپرسد، تنها می‌گویم خوبم!
اما مضطربم
فراموش کردن تو علیرغم اینکه میلیون‌ها بار به حافظه‌ام سَر می‌زنم
و نمی‌توانم چهره‌ات را به خاطر بیاورم، من را می‌ترساند!
دیگر آمدنت را انتظار نمی‌کشم
حتی دیگر از خواسته‌ام برای آمدنت گذشته‌ام،
اینکه از حال و رُوزت باخبر باشم، دیگر برایم مهم نیست!
بعضی وقت‌ها به یادت می‌افتم
با خود می‌گویم: به من چه؟ درد من برای من کافی‌ست!
آیا به نبودنت عادت کرده‌ام؟
از خیالِ بودنت گذشته‌ام؟
مضطربم
اگر عاشق کسی دیگر شوم
باور کن آن روز، تا عمر دارم،
تو را نخواهم بخشید...
دیدگاه ها (۳)

قُمارِ عِشق شیرین اَست و مَن، هَرگِز نمیبازَم ..."تو" از آسِ...

شانه بالا کردنت را دوست دارم عشق مننازِ آن خندیدنت را دوست ...

توفقط مال همین قلب پر احساس منیمنم آن مزرعه ی عشق تو آن داس ...

ﭼﻪ ﺷﺒﻬﺎﯾﯽ ﺑﺎ ﺭﻭﯾﺎﯼ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻡﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯼﭼﻪ ﺷﺒﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺳﻢ ﺗﻮ ﺭﻭ ﻟ...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

𝒫𝒶𝓇𝓉 15عقد با رئیس مافیا آن شب، تهیونگ ات را به اتاقش برد.ات...

مادر فرشته و زیبای من همیشه در قلب منی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط