{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بانو ...

بانو ...
من به خانه آمدم
و دیدم
که عشق چگونه
فرو می ریزد
و قلب در اوج
رها می شود
و بر کف باغچه می ریزد
بانو مرا دریاب
ما شب چراغ نبودیم
ما در شب باختیم.

#احمدرضا_احمدی
دیدگاه ها (۱)

'گل سرخی بر گونه هایترد سرخی بر گردنمشرمسر اغاز بوسه ای ناگه...

من و تو بارها"زمان" رادر کافه هاو خیابان هافراموش کرده بودیم...

حالت چقدر خوب می شود یکی پیدا شودجنسش خالص باشدبگویدهستماز آ...

دوست داشتننیمه پُر لیوان زندگیست...جوری که هیچکداماز نیمه خا...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

ص ۶۸امدن آزاده تمام معادلاتم را به هم ریخت  باورش برایم‌ مشک...

🍒🌱کفش‌هایم کو؟چه کسی بود صدا زد سهراب؟آشنا بود صدا مثل هوا ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط