{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی روزگاری,مردی در باغش چندین درخت انار داشت و سالها ب

روزی روزگاری,مردی در باغش چندین درخت انار داشت و سالها به هنگام پائیز,انارهایش را در سینی های نقره ای ,بیرون باغش می گذاشت و بر سینی ها علامت هایی گذاشته بود که رویشان نوشته شده بود:یکی بردارید,نوش جانتان اما مردم می گذشتند و هیچ کس از میوه ها برنمی داشت!
مردی فکری کرد و سال بعد هنگام پائیز,دیگر انارها را بر سینی های نقره نگذاشت,اما بر انها نوشته هایی به این مضمون گذاشت:اینجا بهترین انارهای کشور را داریم,اما بهایشان گران تر از انارهای دیگر است
....وهمه مردم دوان دوان می امدند و در صف می ایستادند تا انار بخرند!
*****************
دیدگاه ها (۱)

....

...

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟ غافلگیر شدیم چتر نداشتیم ...

یک بستنی ساده پسر بچه‌ای وارد یک بستنی‌فروشی شد و پشت میزی ...

فاصله یک لبخند تا جنون

روزي روزگاري,مردي در باغش چندين درخت انار داشت و سالها به ه...

#میم‌مذاکره #دولت #مجلس#وفاق #فرقه_صهیونیستی_وفاق #طنز #کاری...

ورق بزنید.....صرفا جهت خنده...

😂 چرا میزنی خب؟@moje_biseshish | موج ۲۶👈

حق+

معلم بیچاره روانی شده از دست شاگردش. خودش یادش رفته الف چه ش...

من و چای😅😅#طنز_شاد_خنده_دار😜😁 #amd_msn11

سلام سلام😅✋#طنز_شاد_خنده_دار😜😁 #amd_msn11

#طنز #ویسگون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط