{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌LISOO‌ ‌ |

‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌LISOO‌ ‌ | ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌کامبک ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌

در چشم او، غمی پنهان، نگاهی بی‌قرار،
دلی تنها، پر از سودا، لبی خاموش و زار.
به هر سو می‌کشد آهی، ز دردی بی‌دوا،
عشق او یک طرفه، حسرت او بی‌انتها.

شب‌ها بیدار می‌ماند، به یاد روی دوست،
در دل او، شور عشقی، که او را آرزوست.
نمی‌داند، نمی‌فهمد، که این دل بی‌خبر،
چگونه سوخت در آتش، ز داغی شعله‌ور.

درون سینه‌اش، رازی، نهان از چشم غیر،
قصه‌ی عشق پنهانی، ز دردی ناگزیر.
نه امیدی به وصل یار، نه شوقی به دیدار،
فقط نقشی ز یاری، مانده در این روزگار.

بگو با او، که این دنیا، همیشه این چنین نیست،
که خورشید محبت، پشت ابری در کمین نیست.
روزی آید، که این دل هم، به کام خود رسد،
و آن عشق یک طرفه، به پایان خوش رسد.
دیدگاه ها (۶)

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

🎭🖤 آخرین نقش 🖤🎭گاهی زندگی، ما را مجبور می‌کند نقشی را بازی ک...

رمان | آخرین زنگِ قبل از خداحافظی🏀⃢⋆ژانر: مدرسه‌ای | عاشقانه...

×🌹 رزهای خونین 🩸ژانر: مافیایی | عاشقانه‌ی تاریک | جنایی | در...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش دوم_ناگهان دست های کوچکی ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :بسیار فرق است بین دوست...

p9

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۶: فراتر از غرور (پایان)نیمه شب ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط