{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیچکی در خانه دارم با صدایم آشناست

پیچکی در خانه دارم با صدایم آشناست
با غزل‌های من و حال و هوایم آشناست

دوستش دارم کنارش می‌نشینم روز و شب
ریشه و برگ و گلش حتی برایم آشناست

زلف افشانده‌ست از هرسو به بام خانه‌ام
با خیال نیمه‌شب‌های رهایم آشناست

در حیاط خانهٔ همسایه‌ها سربُرده است
بهتر از من با همه همسایه‌هایم آشناست

می‌شناسد رهگذرها را ولی بیش از همه
با دل پر آتش عقده گشایم آشناست

آن‌قدَر نام تو را در پیش او آورده‌ام
با تو ای نام آشنای آشنایم آشناست

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

بغض ها چاره ندارند، گلوگیر شدنداشک ها تاب ندارند، سرازیر شدن...

خالی از دست تو شب رفتم و مهتاب نبودپرتویی از رخ مه بر شنل آب...

پیچڪی در خانه دارم با صدایم آشناستبا غزلهای منو حال و هوایم ...

نام تو مگر چیست؟ که شرط ضربان استخونیست که در رگ رگ ابیات نه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط