پیچڪی در خانه دارم با صدایم آشناست
پیچڪی در خانه دارم با صدایم آشناست
با غزلهای منو حال و هوایم آشناست
دوستش دارم ڪنارش مینشینم روزو شب
ریشه وبرگ وگلش حتی برایم آشناست
زلف افشانده ست از هرسو،، به بام خانه ام
با خیال نیمه ی شبها رهایم آشناست
در حیاط خانه ی همسایه ها سربرده است
بهتر از من با همه همسایه هایم آشناست
میشناسد رهگذرها را ولی بیش از همه
با دل پر آتش عقده گشایم آشناست
آن قدر نام تو را در پیش او آورده ام
با تو ای نام آشنای آشنایم آشناست
#ارس_آرامی
با غزلهای منو حال و هوایم آشناست
دوستش دارم ڪنارش مینشینم روزو شب
ریشه وبرگ وگلش حتی برایم آشناست
زلف افشانده ست از هرسو،، به بام خانه ام
با خیال نیمه ی شبها رهایم آشناست
در حیاط خانه ی همسایه ها سربرده است
بهتر از من با همه همسایه هایم آشناست
میشناسد رهگذرها را ولی بیش از همه
با دل پر آتش عقده گشایم آشناست
آن قدر نام تو را در پیش او آورده ام
با تو ای نام آشنای آشنایم آشناست
#ارس_آرامی
- ۴۹۰
- ۱۶ دی ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط