{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خواهم به کف دستی حتی 

می خواهم به کف دستی حتی 

نامم را در نشان تو بجویم 

صدایت را بر می دارم 

و خورشید را تکه تکه می کنم و

می دوزم به سرانگشتی

که تو بر ژاکتم بافته ای ،

حیران می شوی

شانه ات می کنم

بغل در بغل و لالایی ات را

می پوشانم بر تن عریان باغچه،

سبز می شوی

می نشینم و پرپر می شوم

حاشیه ی باغچه ای را که تو کاشته ای
دیدگاه ها (۲)

من مناجات درختان را هنگام سحررقص عطر گل یخ را با بادنفس پاک ...

زندگی لبخند سرخ دختر دریاستزندگی احساس لطیف باد خوش آواست یا...

برای مندوست داشتنآخرین دلیل دانایی استاما هوا همیشه آفتابی ن...

این چندمین غریق دریای چشم توست؟!می گیرد هر غریق رادستیدست تر...

کآیا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۲✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒...

خودِ ‌ها دیگر تصویرِ آشنایی از من ندارند؛ انگار غباری از سال...

*برای «بُشری» غریبم*سال‌ها گذشت و تو بزرگ شدی؛ اما نگاه من ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط