پرواز

#پرواز (۱)
بیا این بشریّت را فراموش کنیم
و در انحصار سبز یگانگی
ارواح بی گناه خویش را
از اسارت خاک بتکانیم
ما می توانیم
همچون دو پرنده باشیم
و در کنار هم
پرواز را تا ماورای جاذبه ی دنیا
ادامه دهیم
و در حجمی از نور و گیاه
حقیقت عشق را
با بوسه ای طولانی به ثبوت برسانیم.
ای جفت ممنوع
اینک خالی ترین ستاره
با بیشه هایی از معنویت نور
و کلبه هایی از برگهای نخل
در آستانه ی مهاجرت ما
تنهاست.
بیا!
بیا این بشریّت را فراموش کنیم
پیش از آن که قلب هامان
از دود کارخانه ها ی آدم سوزی
ورم کنند
و دست های کوچکمان
در کوره های یأس بسوزند.
ای من!
ای تو!
ای جفت!
که در توالی اجبار اندوه
یکدیگر را باز نمی شناسیم،
بیا پرواز کنیم
به ستاره های فراوان
به ستاره های سبز و سفید و آبی...
#ابراهیم_منصفی #رامی_جنوب #بندر کنگ
دیدگاه ها (۱)

#مرثیه ثانی...برگ و باری نماندهبر درختِ دیرینه سالی که ” منم...

#آنانه...ای سفرکرده که از حال دلم بی خبریوای بر حال دلم گر ت...

#طرح دشواری عشق منهوای فصلی دیگر در سرم بود کهاز هیچستان احس...

#زمان...امروز ماادامه ی دیروز استفردای ماادامه ی امروز .دیرو...

بَـرآیِ هَمیشِه، هَمیشِه و هَمیشِهتکپآرتی jkیه پآرتی سادهیه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط