وقتی بابا حلالیت میطلبد و میرود
وقتی بابا حلالیت میطلبد و میرود
🔸هفته قبل بود که بچهها را برده بودم خانه اقوام، اینها همسایهای دارند که معمولاً هر وقت ما میرویم آنجا بچههایشان با بچههای من بازی میکنند و دختری دارند که هنوز مدرسه هم نمیرود و اسم زیبایی هم دارد که حالا اینجا نمیگویم. دخترم میگفت که بابای دوستش آمده و گفته که حلالم کنید.... بعد که پرسیدم داستان چیست تا محل خدمتش در یکی از جزایر جنوبی کشور است درست جنوبیترین جزیره ایران در خلیج فارس....
🔸با دو دختر و یک فرزند کوچک که تازه به دنیا آمده است برای پاسداری از مام میهن و خاک وطن فرزندانش را گذاشت رفت. چند نفر این چنین داریم که زن و فرزند را گذاشته و برای پاسداری از خاک میهن به خط مقدم میدان جنگ رفتند... اینها تا زمانی که شهید نشوند کسی نامی از آنها نمیداند...
🔸اما میدانید که در این مدت زمان چقدر خانواده او تحت فشار هستند و شب و روز ندارند جان دختر کوچک که حلالیت طلبیدن پدر را شنیده و این نوا چون زنگ در گوشش مدام مینوازد که چه خواهد شد و این فرزندان که با این زندگی بزرگ میشوند، چه حقی ر گردن ما دارند و ما در برابر آنها چه کردهایم؟
🔸شمایی که در خانه گرم و نرم خود نشسته و زندگی آنچنانی داری، شما که صدایی بشنوی به باغ و یا خانهات در فلان منطقه فرار میکنی، شمایی که ۲۴ ساعت نشستهای و تئوری میبافی اما میگریزی اما در توهمات خود مدام مرزداران و پاسداران ایران را نه تنها درک نمیکنی بلکه با زبان نیشدار و زهراگینت هدف حملات مسموم قرار میدهی... میتوانی یک لحظه جای آن دخترک باشی؟!
🔸ما امنیت خود را مدیون کسانی هستیم که در سختترین شرایط زندگی میکنند و در سختترین شرایط جانشان کف دستشان است و در بهترین شرایط مملکت خواب و آرام ندارند.... نگاه کنید ما برای آنها چه کردهایم برای حراست و حفاظت از آنها چه میراثی بر جای گذاشتهایم و کدام قدم بزرگ را برداشتهایم! آیا شده یک بار نه دست نوازشی بر سر فرزندان آنها بکشیم بلکه به یاد آنها باشیم؟ نمیدانم ما را چه شده است اما آن لحظهای که بابا میگوید ما را حلال کنید و میرود....
🔸من از همین جا دعاگوی تک تک حافظان امنیت و مرزبانان وطنم هستم، من به عنوان یک ایرانی به احترام آنها کلاه از سر برمیدارم و میگویم که همیشه به یادتان هستم.... دعای ما بدرقه راهتان باد. ما یک خاکریز بیشتر از شما فاصله نداریم و اگر چشم باز کنید نبرد که در بگیرد ما در خط مقدم، دوش به دوش شما میجنگیم یا میکشیم و پیروز میشویم یا اینکه کشته میشویم و سعادتمند. جعفری
#پرچم_اتحاد
#جهاد_تبیین0120
🔸هفته قبل بود که بچهها را برده بودم خانه اقوام، اینها همسایهای دارند که معمولاً هر وقت ما میرویم آنجا بچههایشان با بچههای من بازی میکنند و دختری دارند که هنوز مدرسه هم نمیرود و اسم زیبایی هم دارد که حالا اینجا نمیگویم. دخترم میگفت که بابای دوستش آمده و گفته که حلالم کنید.... بعد که پرسیدم داستان چیست تا محل خدمتش در یکی از جزایر جنوبی کشور است درست جنوبیترین جزیره ایران در خلیج فارس....
🔸با دو دختر و یک فرزند کوچک که تازه به دنیا آمده است برای پاسداری از مام میهن و خاک وطن فرزندانش را گذاشت رفت. چند نفر این چنین داریم که زن و فرزند را گذاشته و برای پاسداری از خاک میهن به خط مقدم میدان جنگ رفتند... اینها تا زمانی که شهید نشوند کسی نامی از آنها نمیداند...
🔸اما میدانید که در این مدت زمان چقدر خانواده او تحت فشار هستند و شب و روز ندارند جان دختر کوچک که حلالیت طلبیدن پدر را شنیده و این نوا چون زنگ در گوشش مدام مینوازد که چه خواهد شد و این فرزندان که با این زندگی بزرگ میشوند، چه حقی ر گردن ما دارند و ما در برابر آنها چه کردهایم؟
🔸شمایی که در خانه گرم و نرم خود نشسته و زندگی آنچنانی داری، شما که صدایی بشنوی به باغ و یا خانهات در فلان منطقه فرار میکنی، شمایی که ۲۴ ساعت نشستهای و تئوری میبافی اما میگریزی اما در توهمات خود مدام مرزداران و پاسداران ایران را نه تنها درک نمیکنی بلکه با زبان نیشدار و زهراگینت هدف حملات مسموم قرار میدهی... میتوانی یک لحظه جای آن دخترک باشی؟!
🔸ما امنیت خود را مدیون کسانی هستیم که در سختترین شرایط زندگی میکنند و در سختترین شرایط جانشان کف دستشان است و در بهترین شرایط مملکت خواب و آرام ندارند.... نگاه کنید ما برای آنها چه کردهایم برای حراست و حفاظت از آنها چه میراثی بر جای گذاشتهایم و کدام قدم بزرگ را برداشتهایم! آیا شده یک بار نه دست نوازشی بر سر فرزندان آنها بکشیم بلکه به یاد آنها باشیم؟ نمیدانم ما را چه شده است اما آن لحظهای که بابا میگوید ما را حلال کنید و میرود....
🔸من از همین جا دعاگوی تک تک حافظان امنیت و مرزبانان وطنم هستم، من به عنوان یک ایرانی به احترام آنها کلاه از سر برمیدارم و میگویم که همیشه به یادتان هستم.... دعای ما بدرقه راهتان باد. ما یک خاکریز بیشتر از شما فاصله نداریم و اگر چشم باز کنید نبرد که در بگیرد ما در خط مقدم، دوش به دوش شما میجنگیم یا میکشیم و پیروز میشویم یا اینکه کشته میشویم و سعادتمند. جعفری
#پرچم_اتحاد
#جهاد_تبیین0120
- ۱۳۷
- ۲۳ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط