{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

×🌹 رزهای خونین 🩸

×🌹 رزهای خونین 🩸

ژانر: مافیایی | عاشقانه‌ی تاریک | جنایی | درام | هیجانی | معمایی | اس*مات

زمان: دوران معاصر، حدود سال ۲۰۲۶

مکان: سئول، کره‌ی جنوبی 🇰🇷

واحد پول: وون کره‌ی جنوبی (₩)

---

🌹 یونا

دختری ساده و معمولی که زندگی آرامی دارد.

او صاحب یک گل‌فروشی کوچک است و بیشتر روزهایش میان عطر گل‌ها، سفارش مشتری‌ها و خیابان‌های شلوغ سئول می‌گذرد.

نه خانواده‌ی ثروتمندی دارد، نه ارتباطی با آدم‌های قدرتمند و نه چیزی از دنیای تاریک مافیا می‌داند.

برای او زندگی فقط همین است:

گل‌ها، مغازه‌اش و یک زندگی ساده.

اما یک روز، همه‌چیز تغییر می‌کند.

---

🖤 کیم تهیونگ

سن: ۲۷ سال

مردی قدرتمند، سرد و مرموز که در رأس یکی از خطرناک‌ترین گروه‌های مافیایی سئول قرار دارد.

برای تهیونگ پول، قدرت و ترس چیزهای عادی زندگی هستند.

او عادت دارد هر چیزی را که می‌خواهد به دست بیاورد؛
اما این بار چیزی را می‌خواهد که نمی‌تواند با پول بخرد.

دختر گل‌فروش.

هیچ‌کس نمی‌داند چرا تهیونگ او را انتخاب کرده است.

حتی خود دختر.

---

🩸 آغاز ماجرا

همه‌چیز در ابتدا کاملاً عادی به نظر می‌رسد.

دختر مثل هر روز آماده می‌شود تا به گل‌فروشی برود؛ بی‌خبر از اینکه یک نفر از مدت‌ها قبل او را زیر نظر داشته است.

در همان روز، زندگی معمولی‌اش برای همیشه تمام می‌شود.

او ربوده می‌شود و وقتی چشم باز می‌کند، خودش را در مکانی ناشناخته می‌بیند؛ جایی که متعلق به مردی است که نامش برای بسیاری از مردم سئول با ترس همراه است.

کیم تهیونگ.

دختر نمی‌فهمد چرا او را آورده‌اند.

تا اینکه بالاخره سؤالش را می‌پرسد:

«چی از جون من می‌خوای؟»

و پاسخ تهیونگ ساده است:

«می‌خوام مال من بشی.»

اما دختر قبول نمی‌کند.

او فقط یک گل‌فروش ساده است و نمی‌فهمد چرا باید برای آزادی خودش چنین بهایی بپردازد.

تهیونگ مبلغی نجومی را در مقابل آزادی او تعیین می‌کند؛ مبلغی که برای دختری با یک گل‌فروشی کوچک تقریباً غیرممکن است.

او فقط تا فردا فرصت دارد.

و دختر خیلی زود متوجه می‌شود که در این بازی، آزادی چیزی نیست که به آسانی به دست بیاید.

---

🌹 یک دختر معمولی

🩸 یک مافیای قدرتمند

🖤 و رازی که دلیل واقعی انتخاب دختر را پنهان کرده است...

«رزهای خونین»

گاهی زیباترین گل‌ها، در خونین‌ترین باغ‌ها رشد می‌کنند.
دیدگاه ها (۱۵)

🌹 رزهای خونینپارت اولصبح زود بود و یونا مثل همیشه توی گل‌فرو...

🌹 رزهای خونینپارت دومصبح روز بعد، یونا مثل همیشه زودتر از سا...

𝟹𝟸𝟶تاییمون مبارک🤎🥐مرسی که تا اینجا همراهم بودید و حمایتم میک...

ایدی تغییر کرد🤎🥐

Scent of Danger | Introductionپارت معرفی--- تهکوک | بوی خطرژ...

Scent of Danger---------------------------------------------...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط