{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان جدید. سرش جر خوردم

رمان جدید. سرش جر خوردم

جونگ‌کوک، ۲۳ ساله: دانشجوی دانشگاه، آرام ولی سرسخت و مستقل. تا حالا وارد رابطه‌ای نشده و بیشتر روی درس و زندگی خودش تمرکز داشته.

تهیونگ، ۲۸ ساله: رئیس یک گروه مافیایی قدرتمند؛ سرد، جدی و مرموز. به‌خاطر خیانت‌های گذشته به‌سختی به کسی اعتماد می‌کند.

پدر جونگ‌کوک: مردی بانفوذ که سال‌ها قبل با گروه تهیونگ دشمنی داشته.

مادر جونگ‌کوک: زنی مهربان که تلاش می‌کند پسرش را از گذشته‌ی خطرناک خانواده دور نگه دارد.

دشمن مشترک: فردی که بین دو خانواده کینه‌ی قدیمی ایجاد کرده و حالا دوباره برگشته.


و نقطه‌ی شروع داستان می‌تونه این باشه که تهیونگ برای محافظت از جونگ‌کوک او را به خانه‌ی امن خودش می‌برد؛ جونگ‌کوک از این کار عصبانی می‌شود، اما کم‌کم متوجه می‌شود تهیونگ برخلاف ظاهر سردش، قصد آسیب‌زدن به او را ندارد. 🖤📖
دیدگاه ها (۰)

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت 🖤یک داستان مافیایی، خانوادگی و ...

پارت۱ویو ات صبح از خواب بیدار شدم و به ساعت نگاه کردم. دیرم ...

«قرار‌داد‌ اشتباهی»ــــــــــــــــــــمین یونگی | ۲۸ سالهسر...

رمان جدید *🖤رمان: #عهد_مافیاژانر:مافیایی\ عاشقانه \ازدواج ...

تک پارتی، تهکوک | «قرار نبود عاشقت بشم»ساعت نزدیک دو نیمه‌شب...

پارت ۱۵: تغییرِ مسیرِ زندگیحالا تهیونگ شروع کرده بود به تغیی...

معرفی نامه : RESPECT OR DIE

فصل دوم رمان گرفتار تو قسمت دوم

معاملهp2سه روز بعد، کاروان خاندان کیم مقابل عمارت جئون توقف ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط