دوستی يعنی صداقت داشتن

دوستی يعنی صداقت داشتن
خستگی از دوش هم برداشتن

دوستی را گر تو باور داشتی
صد هزار آيينه دربر داشتی

در تو خورشيد صداقت می شکفت
دردلت نوررفاقت می شکفت

کاش می شد کلبه ای در ماه داشت
تا به خورشيد حقيقت راه داشت

گر بيايی با چراغ دوستی
می رويم اینک به باغ دوستی

می رويم آنجا که شهر شادی است
آن طرفها که پراز آبادی است

عشق ميايد به استقبال تو
رنگ شادی می زند بر حال تو

غنچه ها تک تک سلامت می کنند
نغمه خوانان شاد کامت می کنند

دل وجودت را به آتش می کشد
تارو پودت رابه آتش می کشد

آه ازاين شعله جانت سيرباد
آتش اين شعله دامن گيرباد

من نمی گويم کسی بی درد نيست
هر کسی دردی ندارد مرد نيست

ليک می گويم که فصل سوختن
آب راهم می توان آموختن

گر خطر ميبارداز اين فصل درد
دوستی رابايدازاول بيمه کرد



دیدگاه ها (۲)

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

من نمیگویم کسی « بی درد » نیستهر کسی دردی ندارد، « مرد » نیس...

۰ من نمیگویم کسی « بی درد » نیستهر کسی دردی ندارد، « مرد » ...

من نمیگویم کسی « بی درد » نیست هر کسی دردی ندارد، « مرد » نی...

کاش می شد خویشتن را بشکنیمیک شب این تندیس تن را بشکنیمبشکنیم...

.. کاش مے شد خویشتن را بشکنیمیک شب این تندیس تن را بشکنیمبشک...

.کاش می شد خویشتن را بشکنیمیک شب این تندیس تن را بشکنیمبشکنی...

کاش می شد خویشتن را بشکنیمیک شب این تندیس تن را بشکنیمبشکنیم...

کاش می شد خویشتن را بشکنیمیک شب این تندیس تن را بشکنیمبشکنیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط