{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گذاشتم که بره

گذاشتم که بره
خودم با دستای خودم گذاشتم که بره...
نه که من تموم کنم رابطه رو نه...اون تموم کرد و رفت...اما من با پیگیر نشدن گذاشتم که بره...
نه که دیگه دوسش نداشته باشم نه... همچنان دلم میلرزید براش اما ترجیح دادم توو سکوت دلم بلرزه براش، توو دلم بگم میمیرم براش...
می تونستم زنگ بزنم... یه چیزی بگم که دلش بلرزه و برگرده
اما یه چیزایی
یه روزی، یه جایی باید تموم شه برات...
باید تمومش کنی و پاش وایستی و انقدر پاش وایستی که واقعا تموم شه برات...
گذاشتم که بره...
پشیمون نیستم اما گاهی توو تنهایی به خودم میگم " خودم گذاشتم که بره "
دیدگاه ها (۱۱)

.به قدری دوستت دارم کهگاهی قلبم می گیردو نمی دانم چه خاکی به...

#عکس نوشته

تورا دوست دارم. باعث تمام شادی های الآنم تویی...اما نبودنت ر...

حتی اگر ازت عصبانی باشدحتی اگر قهر باشداگر دوستت داشته باشد،...

رمان ونزدی آدامز کاپشن مهم

جادویی در میان مه و جادو پارت۴🔮🫟صدای چی بود انگاری که یه نفر...

Hidden Melody in Midnight Seoulp.24(از زبون جونگ‌کوک)امروز ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط