اسمهخدا منو لعنت کنه اگر عاشق تو بشم کوچاری زود باش بزن
اسمه:خدا منو لعنت کنه اگر عاشق تو بشم کوچاری زود باش بزن به چاک اون کاستم واسه خودت فقط سریع از جلو چشمام دور شو وگرنه همینجا تو همین دریای سیاه میکشمت یالا
عادل:از اینکه بی خیال کاستش شده بود خوشحال شدم
چشمکی بهش زدمو با لحنی گرم بهش گفتم بازم همو میبینم دلبرم بعد از این حرفم مشخص بود خیلی رو اعصابش راه رفتم اگر یه کم دیگه ادامه می دادم واقعا منو میکشت پس تصمیم گرفتم به کوچاری برگردم
هی اسمه ببین چی میگم حالا که کاستو دادی به من میشم اولین شنونده اهنگت اگر درست حدس بزنم این آهنگ میشه اولین اهنگ تو حالا اینکه اینجوری شد ولی انشاالله بقیه اهنگ هاتو کنار هم با عشق گوش میکنیم این اهنگتم بخاطر اینکه شد سبب آشنایی ما میشه اهنگ مشترکمون
تک خنده ای کردمو در ادامه حرفم گفتم
خوب شاید یه روزی که میدونم اون روزم دیر نیست یه اهنم مشترک خوندیم
اسمه:نمیدونم چرا ولی یه حسی تو وجودم پدید اومده بود دیگه از اون عصبانیت خبری نبود انگار از حرفاش خوشم میومد ولی به روی خودم نیاوردم و اخممو پررنگ ترش کردم
تو آدم بشو نیستی نه میگم از اینجا گم شو برو
عادل:دستمامو به نشونه تسلیم آوردم بالا
خیلی خوب خیلی خوب رفتم میبینمت اسمه ام
اسمه: وقتی گفت اسمه ام سر جام میخکوب شدم حتی متوجه دور شدنش نشدم من چم شده بود باید سریع به خودم بیام دیونه بازی در نیار اسمه از افکارم خارج شدم
وای خیلی دیر کردم بابام منو میکشه
با عجله به سمت خونه حرکت کردم پسره ی احمق اومد برام دردسر درست کنه کاست اهنگمم برداشت برد اصلا چرا بهش کاستو دادم دفعه دیگه ببینمش ازش پس میگیرم
دفعه دیگه؟! با لحنی ناراحت با خودم گفتم
اگر دفعه دیگه ای در کار نباشه چی یعنی میتونم دوباره ببینمش وایی اسمه تو چت شده دختر به خودت بیا از دست خودم بد جور عصبیم که رفتم تو فکر این پسره با اون اسمش عادل چند باری زیر لب اسمشو زمزمه کردم هربار که اسمشو تکرار میکردم لبخندی ملایم رو لبم شکل میگرفت
عادل،عادل،عادل الان که فکر میکنم اسمشم بد نیست اصلا به من چه بره به جهنم
وای بابام منو بیچاره میکنه سرعت قدم هامو تند تر کردم....
رمان:TaacakHaBuDeniz🌊
پارت:5, پنجم🫶-
عادل:از اینکه بی خیال کاستش شده بود خوشحال شدم
چشمکی بهش زدمو با لحنی گرم بهش گفتم بازم همو میبینم دلبرم بعد از این حرفم مشخص بود خیلی رو اعصابش راه رفتم اگر یه کم دیگه ادامه می دادم واقعا منو میکشت پس تصمیم گرفتم به کوچاری برگردم
هی اسمه ببین چی میگم حالا که کاستو دادی به من میشم اولین شنونده اهنگت اگر درست حدس بزنم این آهنگ میشه اولین اهنگ تو حالا اینکه اینجوری شد ولی انشاالله بقیه اهنگ هاتو کنار هم با عشق گوش میکنیم این اهنگتم بخاطر اینکه شد سبب آشنایی ما میشه اهنگ مشترکمون
تک خنده ای کردمو در ادامه حرفم گفتم
خوب شاید یه روزی که میدونم اون روزم دیر نیست یه اهنم مشترک خوندیم
اسمه:نمیدونم چرا ولی یه حسی تو وجودم پدید اومده بود دیگه از اون عصبانیت خبری نبود انگار از حرفاش خوشم میومد ولی به روی خودم نیاوردم و اخممو پررنگ ترش کردم
تو آدم بشو نیستی نه میگم از اینجا گم شو برو
عادل:دستمامو به نشونه تسلیم آوردم بالا
خیلی خوب خیلی خوب رفتم میبینمت اسمه ام
اسمه: وقتی گفت اسمه ام سر جام میخکوب شدم حتی متوجه دور شدنش نشدم من چم شده بود باید سریع به خودم بیام دیونه بازی در نیار اسمه از افکارم خارج شدم
وای خیلی دیر کردم بابام منو میکشه
با عجله به سمت خونه حرکت کردم پسره ی احمق اومد برام دردسر درست کنه کاست اهنگمم برداشت برد اصلا چرا بهش کاستو دادم دفعه دیگه ببینمش ازش پس میگیرم
دفعه دیگه؟! با لحنی ناراحت با خودم گفتم
اگر دفعه دیگه ای در کار نباشه چی یعنی میتونم دوباره ببینمش وایی اسمه تو چت شده دختر به خودت بیا از دست خودم بد جور عصبیم که رفتم تو فکر این پسره با اون اسمش عادل چند باری زیر لب اسمشو زمزمه کردم هربار که اسمشو تکرار میکردم لبخندی ملایم رو لبم شکل میگرفت
عادل،عادل،عادل الان که فکر میکنم اسمشم بد نیست اصلا به من چه بره به جهنم
وای بابام منو بیچاره میکنه سرعت قدم هامو تند تر کردم....
رمان:TaacakHaBuDeniz🌊
پارت:5, پنجم🫶-
- ۵۱
- ۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط