شمع رخ او بس است در شب بیگاه من

شمع رخ او بس است در شب بیگاه من

#مولانا
دیدگاه ها (۲)

از ملایمت باد می‌ترسموقتی توفان راتجربه کرده‌ام به سختی... #...

سیلاب بیداری رسید؛"چشمانم "را در ویرانهخوابم گشودم !👤 سهراب ...

چون سنگ بی تکان ...؛لغزانده چشم رابر شکلهای در هم پندارش.. !...

و درد که این بارپیش از زخم آمده بودآن‌قدر در خانه ماندکه خوا...

شب بود شمع بود من بودمو غم. شب رفت شمع سوخت من ماندو غم❤️‍🩹🖤

بس تو هر شب... 😓

🌱🍒چون شب بشود تاریبا این همه بیداریبا عشق همی‌گویمکای عشق بب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط