{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چون سنگ بی تکان ...؛

چون سنگ بی تکان ...؛
لغزانده چشم رابر شکلهای در هم پندارش.. !
خوابی شگفت می دهد آزارش....
گلهای رنگ سرزده از خاک های شب.. !

👤 سهراب سپهری
دیدگاه ها (۱)

شمع رخ او بس است در شب بیگاه من#مولانا

از ملایمت باد می‌ترسموقتی توفان راتجربه کرده‌ام به سختی... #...

و درد که این بارپیش از زخم آمده بودآن‌قدر در خانه ماندکه خوا...

ندانمت که چه گویم تو هر دو چشم منیکه بی وجود شریفت جهان نمیب...

خاطرات یک کوهنورد تنها

گل های خاموشpart: 1 ...

دیر است ،گالیادر گوش من فسانه دلدادگی مخوان!دیگر ز من ترانهٔ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط