{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کهن شود همه کس را به روزگار ارادت

کهن شود همه کس را به روزگار ارادت
مگر مرا که همان عشق اولست و زیادت
گرم جواز نباشد به پیشگاه قبولت
کجا روم که نمیرم بر آستان عبادت
مرا به روز قیامت مگر حساب نباشد
که هجر و وصل تو دیدم چه جای موت و اعادت
شنیدمت که نظر می‌کنی به حال ضعیفان
تبم گرفت و دلم خوش به انتظار عیادت
گرم به گوشه چشمی شکسته وار ببینی
فلک شوم به بزرگی و مشتری به سعادت
بیایمت که ببینم کدام زهره و یارا
روم که بی تو نشینم کدام صبر و جلادت
مرا هرآینه روزی تمام کشته ببینی
گرفته دامن قاتل به هر دو دست ارادت
اگر جنازه سعدی به کوی دوست برآرند
زهی حیات نکونام و رفتنی به شهادت

سعدی
دیدگاه ها (۱۱)

دیر آمدی ای نگار سرمستزودت ندهیم دامن از دستبر آتش عشقت آب ت...

چه دل‌ها بردی ای ساقی به ساق فتنه‌انگیزتدریغا بوسه چندی بر ز...

کهن شود همه ی کس رابه روزگار ارادتمگر مرا که همان عشق اولست ...

کهن شود همه کس را به روزگار ارادت؛مگر مرا که همان عشقِ اولست...

.کهن شود همه کس را به روزگار ارادتمگر مرا که همان عشق اولست ...

کهن شود همه کس را به روزگار ارادتمگر مرا که همان عشق اولست و...

تقدیم استاد عشقم🌸🧿🫀کهن شود همه ی کس رابه روزگار ارادتمگر مرا...

کهن شود همه ی کس رابه روزگار ارادتمگر مرا که همان عشق اولست ...

شام آخر اثر لئوناردو داوینچی

عبدالله ایران سروایول

شما یادتون نمیاد ولی من یه زمانی نقاش کاغذ بودم

هنرگرد نقاشی گل و گیاه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط