{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

***من پذیرفتم شکست خویش را

***من پذیرفتم شکست خویش را

پندهای عقل دور اندیش را


من پذیرفتم که عشق افسانه است

این دل درد اشنا دیوانه است


می روم شاید فراموشت کنم

با فراموشی هم اغوشت کنم


می روم از رفتنم دل شاد باش

از عذاب دیدنم دیدنم ازاد باش


گرچه تو تنها تر از ما میروی

آرزو دارم ولی عاشق شوی


آرزو دارم بفهمی درد را

تلخی برخوردهای سرد را***
دیدگاه ها (۱)

***وقتی ابد چشم تو راپیش از ازل می آفریدوقتی زمین ناز تو راد...

سلام دوستان گلم خوبین ببخشیدجوابتونودیرمیدم.کارداشتم شرمنده ...

***چشمهایش بویی از نیرنگ داشتدل دریغا سینه ای از سنگ داشتبا ...

***غروبا میون هفته بر سر قبر یه عاشقیه جوون میاد میزاره گلای...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁴ ات ناراحت  : منظورت اون...

کاش بمیرماز خود قدیمم متنفرم خیلی متنفرمانگار اون کسی نیستم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط