{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

***چشمهایش بویی از نیرنگ داشت

***چشمهایش بویی از نیرنگ داشت

دل دریغا سینه ای از سنگ داشت


با دلم انگار قصد جنگ داشت

گویی از با من نشستن ننگ داشت


عاشقم من، قصد هیچ انکار نیست

لیک با عاشق نشستن عار نیست


کار او اتش زدن ، من سوختن

در دل شب ، چشم بر در دوختن


من خریدن ناز ، او نفروختن

باز اتش در دلم افروختن


سوختن در عشق را از بر شدیم

اتشی بودیم و خاکستر شدیم


از غم این عشق مردن باک نیست

خون دل هر لحظه خوردن باک نیست


آه میترسم شبی رسوا شوم

بدتر از تنهاییم رسوا شوم


وای از این صد و آه از ان کمند

پیش رویم خنده پشتم پوز خند


بر چنین نا مهربانی دل مبند

دوستان گفتند و دل نشنید پند


خانه ای ویرانتر از ویرانه ام

من حقیقت نیستم افسانه ام


گر چه سوزد پر ولی پروانه ام

فاش میگویم که من دیوانه ام


گفتمش ارام جانی ؟ گفت نه

گفتمش شیرین زبانی ؟ گفت نه


گفتمش نا مهربانی ؟ گفت نه

می شود یه شب بمانی ؟ گفت نه


دل شبی دور از خیالش سر نکرد

گفتمش ، افسوس او باور نکرد


خود نمیدانم خدایا چیستم

یک نفر با من بگوید کیستم


بس کشیدم آه از دل بردنش

آه اگر آهم بگیرد دامنش


با تمام بی کسی ها ساختم

وای بر من ساده بودم باختم


دل سپردن دست او دیوانگی ست

آه غیر از من کسی دیوانه نیست


گریه کردن تا سحر کار من است

شاهد من چشم بیمار من است


فکر میکردم که او یار من است

نه فقط در فکر آزار من است


نیتش از عشق تنها خواهش است

دوستت دارم دروغی فاحش است


یک شب امد زیرو رویم کرد و رفت

بغض تلخی در گلویم کرد و رفت


یک شبه از قوم سیرم کرد و رفت

من جوان بودم پیرم کرد و رفت***
دیدگاه ها (۲)

دل لرزان و نگاه نگران من و توعاقبت فاش کند عشق نهان من وتوزن...

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

جاده بی راهه

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

Anya x Damian پارت۶۲

dark life =22

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۴(last part)خب...

پرنسس ناخواسته

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط